آنجا مأمن خواجهء باوفاى داريوش شده بود كه با وجود همهگونه ترغيب باز قبر سرور خود را ترك نمىنموده است .
شايد از اين ماجرا هم جالبتر خاطرهء واقعهء غمانگيزى است كه در موقع فراهم ساختن مقبره پيش آمده بود و هنگامى كه از پائين بر آن بنا نظاره مىكنيم تصويرش در ذهن ما منعكس مىشود ، چون پدر و مادر شهريار اظهار علاقه كرده بودند كه جريان ساختن قبر را تماشا كنند ، پس داريوش شاه امر فرمود چهل تن از مغها بوسيلهء ريسمان ايشان را براى ملاحظهء مقبره بالا بكشند و بطورى كه مىگويند نفرات روحانى چون ناگهان مارى در آنجا ديده و ترسيده بودند ريسمان را رها و دو وجود محمول را سرنگون و قربانى كردند . آن چهل نفر گناهكار هم با آنكه خرقهء روحانى بر تن داشتند به مرگ محكوم شدند .
مقبرههاى سوم و چهارم
كار حجارى مقبرهء سوم از لحاظ اينكه نيك محفوظ مانده بسيار درخور توجه است ، در تخت جمشيد هيچچيزى از وضوح و تازگى ستونهائى كه در ايوان است و سرستون گاو بر آن است بارزتر نيست و يا ستونهائى كه بر زواياى تختگاه است و حال آنكه نماى مقبرهء چهارمى بيشتر از ساير قبرها صدمه ديده ، ستونها و سردرها تغيير صورت داده است و همچنين است ستونهائى كه پايهء ايوان است . در اين مقبره بيشتر از ساير قبور كاوشهائى معمول گرديده است ، زيرا كه آسانتر مىتوان بر آن بالا رفت .
سروان سوزرلند و سر . اوزلى و سرهنگ دارسى و سر . رابرت كرپورتر و بارن - دوبد و فلاندن و مونزى از جمله سياحان اروپائىاند كه در اين قرن بر آن بالا رفتهاند .
سه رواق طاقدار در عقب آن است كه هركدام حاوى قبرى است و سرپوشهاى سنگى قبرها را شكسته يا بردهاند . هيچكدام از مقبرهها مگر قبر داريوش كه بدون شك قديمتر از همه است كتيبهاى يا اثرى كه هويت آنها را معلوم سازد ندارد و هيچ دليل درستى هم در دست نيست كه سه تن جانشين داريوش يعنى خشايارشا و اردشير اول و داريوش دوم آنها را فراهم ساخته باشند و يا اينكه بتوان گفت كه اين قبرها در چه زمانى بنا شده است .