تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
و دست راستش به علامت سوگند يا نيايش به طرف چيزى كه در بالاى سر در فضا شناور است بلند شده و به‌طورىكه حالا از كتيبه‌هاى آنجا نيك آشكار است اهورامزدا ، پروردگار است كه نظير آن در مقبره‌هاى آشورى هم ديده مىشود . مظهر الوهيت به‌صورت انسان و نيم‌تنه مجسم گرديده كه سر و آرايش آن با همان وضع و هيبت پادشاهى است و قسمت تحتانى بدن را پرها فراگرفته است ، حلقه‌اى بر دور سينهء او است و ستون‌هاى دراز نور در عقب او تابان است و بال‌هائى او را در هوا نگاه داشته است . اين شمايل رودرروى پادشاه قرار گرفته و دست خود را به علامت خير و دعا دربارهء او بلند نموده است و حلقهء پادشاهى را در دست ديگر دارد و در عقب اهورامزدا نيز چيز ديگرى به‌صورت برجسته در طاقچه حجارى شده و آن آتشگاهى است كه شعله‌هاى جاويدان چون درخت كاجى تجسم يافته است . در گوشهء فوقانى سمت راست قرص خورشيد در آسمان درخشان است و اين نكته را هم بايد افزود كه در ايوان بر دو پهلوى صخره در سه رديف قائم تصاويرى تك و باهم حجارى شده است كه با اسلحه يا بىسلاح از پاسداران پادشاهند .

وضع داخلى

ترتيب داخلى اين مقبره‌ها قدرى متفاوت است و آن بستگى به طرحى دارد كه استادكار در نظر داشته و يا تعداد جنازه‌هائى كه مىخواسته‌اند در آنجا دفن كنند ، ولى وضع اساسى بناها تفاوتى ندارد يعنى بايد با قد دولا از درگاهى كوتاه وارد شد . مسافرى را كه راهنما يا اهل ده مجاور با طناب بالا كشيده باشند ابتدا به راهرو كه معمولا سقف صافى دارد وارد مىشود ، گاهى اين سقف منحنى است كه بر كوه كنده‌اند بعد از اين راهرو و مشرف به آن رواق - هائى است كه در هركدام چالهء عميقى است كه سرپوش سنگى دارد و به قصد مدفن سلاطين تهيه شده بوده است . حداكثر تعداد اين قبور در مقبره‌هاى هخامنشى نه‌تا است ، اين چاله‌ها را از صدها سال پيش تاراج كرده‌اند و ديگر در آنجا چيزى براى اهل كاوش باقى نمانده است ، درون مقبره تيره و تار و مايهء افسردگى است و مثل قبور اهرام مصر بوى زننده و حشرات هم بسيار دارد .