تب « 1 » پيش مىآيد از اين لحاظ بايستى كه آرامگاههاى نقش رستم و تخت جمشيد مستقيما زير تأثير و از روى نمونههاى جلگهء نيل ساخته شده باشد .
بطورىكه ديدهايم قبر كوروش در آرامگاه برجسته و رفيعى قرار گرفته است . اين موضوع كه كمبوجيه به چه وضعى دفن شده است اطلاع درستى در دست نيست . اما داريوش بنابر تجربياتى كه اسلاف او از سفر رزمى مصر بهدست آورده بودند و از روى اطلاعاتى كه مصرىها داده بودند و شايد هم حضور استادانى از آن ديار مقبرهاى نيك برازنده برپا ساخته است و درحالىكه دسترسى به آن براى ابناى بشر خالى از امكان نيست باز آن را چنان فراهم ساخته است كه همواره نمودار عظمت جاودانى وى باقى بماند .
در اينجا هم وجه تشابه و هم دليل تفاوت بهنظر مىرسد . پادشاهان هردو كشور در مقبرههائى كه بوسيلهء رنج و كار بسيار افراد بشر و با هزينهء گزاف فراهم آمده است در سينهء كوه مدفون شدهاند تا جنازهء آنها دستخوش لطمه و گزندى واقع نشود ، اما درحالىكه اجساد موميائى مصرى در محلى كه دور از نظر و دسترسى انسان نهاده شده بود و در نتيجهء آراستگى آن فقط به قسمت داخلى مقبره محدود گرديده است و غرض هم اين بوده است كه چشم بشر بار ديگر بر آن نيفتد ، شرع و آئين زردشتى با جهد و اهتمام تمام عظمت قدر و مقام شهريار متوفى را به رخ اهل عالم مىكشد و اگر نمونهاى مصرى مورد علاقه و كنجكاوى باشد بهتر است آن را در ميان مقبرههاى جلگهء نيل و صخرههاى بنى حسن جستجو نمود ، نه در راهروهاى طاقدار ساخته و پرداختهء جلگهء آرامگاه پادشاهان .
شرع و آئين زردشتى
در اينجا قهرا اين پرسش پيش مىآيد كه چگونه است پادشاهانى كه كيش زردشتى داشتند طرفدار و بانى مقبرههائى شدهاند كه بههيچوجه با موازين معروف منع و نهى اين آئين دربارهء دفن كردن جسد سازگار نيست ؟ در قبال اين سؤال وارد ، سعى خواهم كرد جوابى بدهم . نخست بايد اين نكته را در خاطر داشت كه اوستاى معروف زمان ما فقط از دورهء نخستين پادشاه
هامش
( 1 ) -Thebes