تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

مقبرهء اولى

خصايص هريك از اين مقبره‌هاى سلاطين را مىتوان جداگانه مورد توجه قرار داد . مقبرهء اول كه از سمت مشرق نسبت به قبور نقش رستم اولين مقبره است جهتى مخالف دارد و در فرورفتگى عميق تخته‌سنگى كنده شده است و رو به مغرب است نه سمت جنوب ، از اين‌رو وقتى كه من آنجا را بازديد مىكردم باب كار عكاسى نبود و شيب سنگ به‌قدرى تند و سريع است كه حتى بلدهاى پابرهنهء محلى نيز نمىتوانند از آن بالا بروند تا ديگران را با ريسمان بالا بكشند و در هيچ‌جا هم نخوانده‌ام كه مسافرى اروپائى داخل آن را ديده باشد . براى رسيدن به اين مقبره نردبان يا منجنيق لازم است و همين مانع دسترسى به آنجا و بعلاوه عدم تابش آفتاب خيره‌كنندهء چشم در نيمهء روز ، نسبت به مقبره‌هاى ديگر محفوظتر مانده و چنين مىنمايد كه استادى تيشه‌كار فقط چند روز پيش آن را پرداخته است .

مقبرهء داريوش

به ترتيب رديف مقبره‌بندى جالب‌توجه‌ترين همهء آنها است از آن جهت كه بنابر رازى كه كتيبه‌هاى ميخى براى ما باز نموده‌اند مدفن يكى از بزرگترين شاهنشاهان ايران داريوش فرزند هيستاسب است و اين معنى از سه رديف كتيبه‌هاى ميخى به سه زبان پارسى ، ايلامى و آشورى كه در فاصله بين ستون‌هاى مركزى ايوان و قسمتى از سطح فوقانى صخره كه بر بالاى سر پادشاه است استنباط مىگردد . خطوطى كه بر ديوارها نقش شده بود خاصه متن پارسى با مرور زمان آسيب فراوان ديده ، ولى باز از مضمون اين نوشته‌ها چنين اطمينان حاصل مىشود كه سخنان خود داريوش را مىخوانيم كه به درگاه اهورامزدا احترام و نيايش تقديم مىدارد و القاب و تبار خويش را برمىشمارد و نام كشورهاى امپراتورى پهناور خود و ملت‌هائى را كه به او خراج مىدهند شرح مىدهد . بنابراين افرادى كه در جامه‌هاى گوناگون و از ملت‌هاى مختلف‌اند كه نقش آنها بر پلكان شاهى ديده مىشود از مردم ديارهاى متعددند كه وى را پادشاه و شاهنشاه مىشناسند .