تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
شهر زمان هخامنشى و معاصر با ساختمان‌هاى مجاور در تخت جمشيد و متأخر بر آثار پاسارگاد مىباشد . از لحاظ جنس ساختمانى و سبك و پرداختن بنا شباهت تامى با عماراتى دارد كه بر ايوان كاخ ساخته بودند هرچند كه وضع كار در استخر به كلى از قرار ديگر و حتى نامعلوم است . نزديك كوهسار در سمت جنوبى ، بقاياى درگاه بزرگى است كه با سنگ ساخته‌اند و بدون‌شك مدخل عمدهء شرقى شهر بوده و آن در وسط ، دو معبر دارد : يكى براى عبور حيوانات و كاروان‌ها و ديگر خيابان دوبر جهت پياده‌ها . ستون سنگى كه اين دو راه را از هم جدا مىسازد هنوز در آنجا مشهود است . اندكى در سمت شمالى آن بقاياى ساختمانى كاخى ديده مىشود مشتمل بر پايه‌ها و قطعات پراكنده و ستون‌هاى هشت‌ضلعى و چندين درگاه و شاه‌نشين و ستونى هم خاكسترىفام تيره به‌ارتفاع 25 پا و قطر دو پا يا سرستونى از گاو دوسر نظير آنچه در تخت جمشيد هست و در شوش نيز پيدا شده است . اين ستونى كه باقى است هم مفتاح بعضى مسائل مبهم و هم مصداق شرح قابل توجهى است كه مقدسى دربارهء آن بيان كرده است چنان كه وى مىنويسد : « مسجد اصلى استخر ( اصطخر ) در جوار بازار واقع و به سبك زيباترين مساجد سوريه ساخته شده است ، ستون‌هائى گرد دارد و بر هر ستون سر گاو است و گفته‌اند كه آنجا آتشگاه بوده و بازار از سه جانب آن را فراگرفته است . » اين بود وضع و حال آنجا در قرن دهم ميلادى كه شكى در ذهن ما باقى نمىگذارد كه آن بناى هخامنشى بوده كه مسلمان‌ها به مسجد مبدل كردند . كرپورتر و ديگر جهانگردان معاصر نام محلى آن را كه حرم جمشيد باشد ذكر نموده‌اند . در سمت شمالى نزديك رودخانه اين خرابه‌ها با بقاياى ديوارى كه كناره‌هاى نامرتبى دارد و آثار حلقه‌هاى نيمه‌مدورى در يك طرف آن ديده مىشود و مجرائى كه روزگارى آب پلوار به آن مىريخته احاطه گرديده است و مثل اين است كه
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 166 | جورج ناتانيل كرزن / غلام على وحيد مازندرانى