چنانكه صورتش تقريبا محو گرديده است . در عقب اهورامزدا ، اما در صفحهء جداگانهاى كه شايد با آن بىارتباط نباشد دو صورت ديگر ديده مىشود و چون صورتها بىريش است سبب اين تصور شده است كه زن باشند و يكى از مفسران چنان راه اغراق پيموده كه يكى از آن دو را دختر آرتابان ( مادر شاپور ) گمان كرده است ، و ديگرى را زن وزير اردشير .
من معتقدم كه در حجارىهاى اوايل ساسانى چهرهء شبيه به زن اصلا نيست و حدس مىزنم كه اين صورتهاى صاف متعلق به خواجههاى دربارى باشد .
در سمت چپ لوحهء اصلى بر قسمتى از صخره نيمتنهاى حجارىشده كه با انگشت به طرف كتيبهاى به زبان پهلوى كه در ارتفاع زياد از سطح زمين كندهاند اشاره مىكند .
فلاندن و كست مدعى شدهاند كه اين تصوير را ايشان كشف كردهاند ، ظاهرا غافل از اين نكته كه سى سال قبل از آنها موريه و اوزلى شرحش را نوشته بودند .
لوحهء سوم - شاپور و گارد شاهى
از ميان سه نقش آنكه سالمتر مانده است با آنكه صورتها را شكستهاند صفحهء آخرى واقع در سمت چپ آن فرورفتگى است .
اندازهء آن بزرگتر يعنى 23 پا طول و 14 پا پهناست شاپور اول سوار بر اسب و نه تن از پاسداران عمدهاش در التزام ركاباند كه وضع و قوارهء آنها را با شكل تختهسنگ متناسب درآوردهاند . نماى آن بهكلى نادرست است و تناسب در تصاوير هم بهطورىكه در حجارىهاى عهد ساسانى فراوان ديده مىشده است چندان درست نيست ، اما باز از لحاظ شمايل نسبتا وزين و شباهت با وضع و شكل البسه و اسلحهء آن زمان ، اين صحنه ارزش خاص دارد .
پادشاه تاج كروى بر سر دارد و موهاى او پيچيده است و جامهاش با گيره بر سينهء چپ تنگ بسته شده است و همچنين نيمتنهء چسبان و شلوار جادار كه اينك نيك مىشناسيم ، اسب پادشاه به اندازهء طبيعى و با يراقها آراسته است . همراهان