هر دو پيكره شلوار جادار درازى پوشيدهاند و از كفل هر دو اسب برطبق معمول منگوله آويزان است .
بر فرق اردشير ديهيم گردى است كه عموما نشانهء آتش مىپندارند .
كلاهخود تنگ كه بر گونه و عقب سر او بهنظر مىرسد نمونهء جالبتوجهى از سبك سلاح دوران قديم است . دست چپ او بلند شده و ظاهرا آن را جلو دهانش برده است ، ريش گردى دارد و موهائى كه افشان بر شانهاش ريخته است . بر گردن اسب او يراقى است كه با مدالها مزين گرديده است . زيور مقابل بر اسب اهورامزدا سر فلزى شير است .
در عقب پادشاه تصوير ديگرى است كه چترى در دست دارد كه بىشباهت با نظير آن در نقشهاى برجستهء پادشاهان هخامنشى نيست . هيكل لگدكوب شدهاى بر زمين زير سم هر دو اسب افتاده و آن كسى كه در زير سم توسن پادشاه است نيز خودى در سر و نوارى در عقب آن دارد كه عموما فرض مىكنند آرتابان آخرين پادشاه اشكانى باشد .
در سمت ديگر پيكرى كه اهورامزدا در زير سم اسب دارد چنين بهنظر مىرسد كه مارها اطراف سرش چنبر زدهاند كه به صورتهاى مختلف تعبير شده است .
كرپورتر با طرز ابهامآميزى ديو و شيطان زمانهء بتپرستى آرساسيد پنداشته ، تامس نيز مبهما كلاهخود ماردار مادىها شمرده و رالينسن به اهريمن تعبير نموده ، پرو آن را ضحاك مظهر پليدى و جور پنداشته است . بر يال هر دو اسب كتيبههائى به دو خط پهلوى و يونانى منقور است كتيبهء شانهء اسب پادشاه كه اول بار بوسيلهء دوساسى « 1 » ترجمه شده به شرح ذيل است :
اين نقش پرستشگر اهورامزدا خداوند اردشير شاه شاهان از تبار خدايان پسر خداوند بابك پادشاه است . كتيبهء يونانى بر يال اسب اهورامزدا حاكى است كه آن تصوير زاوش ( زئوس - خداوند يونانيان ) است .
هامش
( 1 ) -De Ssacy