تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
تماس با دست گشادهء سيرياديس كه برپا ايستاده دراز نموده و چنين مىنمايد كه حلقهء شاهى ( سيداريس ) را به او عطا مىكند . سردار آشورى لباس رومى بر تن دارد و همچنين قيصر كه بر زانو افتاده و هر دو دست را با وضع استدعا دراز نموده و از وجناتش حالت نزارى نمودار است ، والرين هم طوقى دور سر خود دارد و هر دو اسير پا در زنجير دارند . به كفل اسب پادشاه بوسيلهء زنجيرى منگوله‌اى آويزان است كه در اكثر حجارىهاى زمان ساسانى ديده مىشود . عقب پادشاه در قسمت بالا گماشته‌اى ايستاده و انگشت سبابه را به نشانهء احترام بلند كرده كلاه بلندى بر سر و موهائى بافته دارد . در پائين تخته‌سنگ هم محل نقش ديگرى آماده شده بوده و كتيبه‌اى به خط پهلوى به نظر من ، البته نه مثل آقاى ديولافوا كه با اطمينان كامل اظهار نظر نموده است ، شرح پيروزى ادسه است . راجع به پرداختن سراسر صحنه چنين مىنمايد كه قسمت‌هاى مختلف را هنرمندان متعدد ساخته باشند ، نقش شاپور اول و والرين بسيار نيكو پرداخته شده است . اسب پادشاه را هم نيك ساخته‌اند اگرچه مانند ديگر نقش‌هاى دورهء ساسانى توسن فربه سنگينى است نه يك اسب چالاك رزمى شاهانه . تأسف دارم عكسى را كه خودم از اين نقش برجسته گرفته بودم در اينجا چاپ نشده است چون جزئيات را بهتر مىنموده است و در ازاى آن كليشهء ضميمه از ناشر فرانسوى كتاب مادام ديولافوا گرفته شده است ( صفحهء 148 ) .

لوحهء پنجم - جنگ سواره

در زير چهارمين مقبرهء پادشاهان هخامنشى بقاياى صحنهء نبردى سواره است كه قبلا هم اشاره كردم و آن صحنهءاى مشرف بر كف زمين است ، طول آن 20 پا و ارتفاعش 11 پاست در اينجا هم دو تن سواره مشغول پيكارند و كسى كه در طرف راست واقع شده حالت نزارى دارد . اسبش بر كفل افتاده و نيزهء حريف ، سوارش را از زين بركنده و گلوى او را شكافته و نيزهء خود او هم