تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
از روى اغراق شيراز را از خوش‌هواترين نقاط دنيا محسوب داشته‌اند ، ولى اروپائيان جديد ساكن آنجا ظاهرا چنين نظرى ندارند . محيطى خشك و كم‌آب است و بدون‌شك نامطبوع‌تر از اقليم شمالى است ، تب نوبه هم در آنجا نيك شايع است كه بعضىها آن را ناشى از بوى عفونى مرداب‌هاى فراوان اين سرزمين مىشمارند .

شوراب‌ها

در حدود هفت ميلى سمت جنوب شرقى شهر باتلاقى است به نام قره‌باغ كه از نام كوهستان‌هاى جنوبى است . در آنجا در نيزارها و باتلاق‌ها من با شكار مرغابى كه فراوان است روز خوشى گذراندم . اين باتلاق در قسمت علياى جلگه است و قسمت تحتانى هم درياچهء شور ماهارلو است كه در حدود بيست ميل طول دارد و رودخانه‌هائى كه حوزهء شيراز را مشروب مىسازد در آن فرومىريزد . در كرانهء جنوبى اين درياچه راه كاروانى به سروستان ، فسا و داراب واقع شده است . قدرى جلوتر در سمت شمال شرقى دومين درياچهء وسيع ايران ، درياى نيريز يا بختگان است كه سواحل مضرس حيرت‌آورى دارد و بوسيلهء جزيرهء بزرگى كم‌وبيش به دو درياچه تقسيم مىشود . با آنكه آب عمدهء اين درياچه بيشتر از بند امير يا رودخانه كر است كه سابقا در راه تخت جمشيد اشاره كردم آبش كه اردك صحرائى و مرغ آتشى دارد بسيار شور است و در فصل‌هاى خشك نيز پوشيده از قشرى نمكى است و به راستى جاى تأمل است كه بتوان نام آن آبدان را درياچه گذاشت ، زيراكه درواقع زمين پهناورى است كه سيلاب از ديرباز فراگرفته است . آنجا آب عميقى ندارد ، سروان ولز تا ربع ميل در داخل آن پيش رفته بود بدون‌آنكه آب به‌حد زانو رسيده باشد و از فقدان شواهد تاريخى مىتوان استنباط نمود كه اين درياچه در عهد قديم نبوده ، زيراكه نويسندگان آن روزگار اشاره‌اى در اين‌باره نكرده‌اند . اصطخرى در قرن دهم اول كسى است كه ذكرى از آن