به ميان آورده است و به احتمال قوى آب رودخانههائى كه وارد آن مىشود در قديم مصرف آبيارى و زراعت مىشده است .
ايلات فارس ، قشقائىها
در اوايل همين فصل وقتىكه صحبت ده بيد در ميان بود راجع به ايلات فارس اشاره كردم و تكليف خود مىشمارم كه در فصل جداگانه هنگامىكه دربارهء ولايات جنوب غربى بحث خواهد شد يعنى همان نواحى كه قسمت عمدهء ايلات يا طايفههاى مهاجر ييلاق و قشلاقنشين ايران تمركز يافتهاند با تفصيل راجع به خصوصيات و وضع سازمانى ايشان شرحى بيان كنم ، ولى بايد چند سطرى هم راجع به عدهء ديگرى از آنها كه در فارس و تيرههاى وابسته به آنها كه در لارستاناند اختصاص بدهم .
اين ايلات به دو دسته تقسيم مىشوند : عدهاى اصل و تبار ترك و لر دارند و دستهء ديگر كه عرباند . عمدهترين طايفه از دستهء اول قشقائىها محسوب مىشوند . من ايشان را ترك خواندهام ، زيرا كه اصلونسب آنهاست و روايات حاكى است كه بازماندگان طوايفى بهشمار مىروند كه هلاكوخان مغول از كاشغر به اين حدود كوچ داد و از آنجهت نيز لر خواندهام كه مىگويند با آن قوم هم نسبت دارند و از جهات آداب و عادات با بختيارىها و تيرهء كوهكيلويه زياد تفاوت ندارند .
قشقائىها در دوبار مهاجرت سالانهء خود مناطق وسيعى را سير مىكنند ، زيرا درحالىكه زمستانها در قشلاق يا گرمسير سواحل دشتستان و لارستان بهسر مىبرند با فرارسيدن فصل بهار به سمت شمال رو مىآورند و نفرات معدودى را در گرمسار باقى مىگذارند تا محصولات پراكنده را كه در نواحى جنوبى كاشته بودند جمع و بهمنظور حفظ از هواى زمستانى در گودالها انبار كنند و خود غالبا هنگام شب راه ييلاق يا نقاط تابستانى را كه در كوهستان واقع است پيش مىگيرند و گله و گوسفندان خود را هم از جلو حركت مىدهند . جادهء پستى اصفهان به شيراز از خط سير آنها مىگذرد . در اواخر پائيز كه سرما آغاز مىشود باز چادرهاى سياه