تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
در اينجا هم دو حلقه چاه بسيار عميق هست كه در سنگ آهكى كوه حفر شده است . عمق چاه بزرگ‌تر كه چاه على فهنذر نام دارد درست معلوم نيست . شاردن نوشت تا لحظه‌اى كه سنگ پرتابى به ته چاه برسد او ورد و دعائى خوانده بود ، لوبرن عمق آن را 420 پا و استك 500 پا نوشته است . مستخدم موريه مدعى بود كه اندازه گرفته بودند و 350 يا رد بود ، ولى دكتر ويلز ريسمانى 600 ياردى را به درون چاه انداخت و به ته آن نرسيد . من فقط از اين جهت اين نظريات متضاد را ياد مىكنم كه معلوم شود شرح و تعريف‌هاى جهانگردان در هر مورد و محل مربوط به ايران تا چه‌اندازه مبهم بوده و مردود است . نويسندگان قرن هفدهم نوشته‌اند كه در سابق زنان زناكار را به درون اين چاه مىانداختند ، اما دكتر ويلز مىنويسد كه اين طرز مجازات از رسم‌هاى اخير بوده است . اصل و تاريخچهء اين چاه‌هاى قابل‌توجه هرچه باشد كه اهل محل معجزاتى هم به آن نسبت مىدهند بدون ترديد مربوط به دورهء خيلى قبل از ظهور اسلام بوده است ، در كوه‌هائى كه اين چاه‌ها در آنجا است قلعهء مهمى وجود داشته و جزو استحكامات به‌شمار مىرفته است . چاه سومى موسوم به چاه مرتضى على ( ع ) در غارى است كه در كمر كوه كنده‌اند و مردم به دليل تبرك آبش به زيارت آن مىروند .

آرامگاه حافظ

قدرى نزديك‌تر به شهر و در حوالى حومهء شمالى آن مقبرهء حافظ در گورستانى پر از قبر مسلمان‌ها واقع است ، اين محوطه كه حافظيه نام دارد شامل دو قسمت بالا و پائين يعنى قسمت مقبره و محوطهء باغ است كه خانه‌اى ييلاقى فاصل بين آنهاست . اين گورستان ظاهرا در دوران جديد به اين شكل درآمده است ، زيراكه نويسندگان قديم نوشته‌اند كه مقبرهء حافظ از درختان محصور بوده و يكى از آنها هنوز باقى است درخت سروى است كه مىگويند شاعر بر سر قبر خود كاشته بود ، در حدود سال 1814 ميلادى برانداخته‌اند .