خود را كه از پشم بز فراهم مىسازند جمع كرده راه جنوب و نقاط آفتابى را اختيار مىكنند .
تشكيلات آنها
اين طوايف مانند ايلات ديگر كه بعد شرح خواهم داد تابع رؤسائىاند كه از ميان خانوادههاى حاكم خود آنهاست و به دو دستگاه ادارى تقسيم ميشوند : يكى ايلخانى و ديگرى ايلبيگى كه مىتوان گفت از لحاظ مقام يكى در درجهء اول و ديگرى در مرتبهء دوم است .
ايلخانى ضمنا فرماندار فيروزآباد است كه مركز ايل و فراشبند است .
متصدى فعلى اين مقام سلطان محمد خان ، ناگزير به داشتن فقط عنوان اكتفا كرده است و سمت ايلخانى تنها امتياز ايلى است كه براى او باقى مانده است .
اين نتيجهء بخشى از سياست ناصر الدين شاه است كه بهمنظور تسلط و نظارت بيشترى در كار ايلات سران ايشان را تابع وضعى محدود ساخته است و غالبا هم آنها را در كرسى ولايات و يا پايتخت گروگان نگاه مىدارد . ضمنا كار رهبرى ايلات برعهدهء ايلبيگى عموزادهء ايلخانى است . نام وى داراب خان است كه عايدات را كه بهعنوان باج و ماليات گله و احشام از افراد ايل دريافت مىشود به حاكم ايالت پرداخت مىكند .
وضع وارفتهء فعلى
روزگارى قشقائىها جماعت كثير و نيرومندى بودند ، قحطى سال 2 - 1871 از جمعيت آنها خيلى كاسته و رفتهرفته هم عدهء بيشترى از آنها راه بيابانگردى را رها و رسم استقرار اختيار كردهاند . دلايل ديگر هم كه باعث وارفتن وضع آنها گرديده بنابر اطلاعاتى كه از ناحيهء خود ايشان كسب و به اين جانب نوشته شده است به شرح ذيل است :
تمام ايلات قشقائى درحالحاضر زير فرمان ايلبيگى داراب خاناند .
بيست سال پيش عدهء آنها بالغ بر 60 هزار خانوار بود و همه تابع رئيس و سركردهء خود محمد قلى خان پدر سلطان محمد خان ايلخانى فعلى بودند . در آن موقع ايشان قادر بودند 120 هزار سوار ( ؟ ) به ميدان بياورند ، ولى پس از مرگ ايلخانى