نكرده باشد . در فلسطين به دست صليبىها افتاد و چهارده بار به سفر حج رفت و براى آنكه بر مايهء فضل و دانش خويش افزوده باشد در هندوستان به كيش برهمنان ( ويشنو ) درآمد « 1 » و راجع به وضع و حال خود نيك بهجا گفته است و به عقيدهء من بهترين شعار براى هر فرد جهانگرد است :
در اقطار عالم بگشتم بسى * به سر بردم ايام با هركسى
تمتع به هر گوشهاى يافتم * ز هر خرمنى خوشهاى يافتم
بعد از بازگشت از سير و سياحتهاى خويش شاعر سى سال تا پايان عمر در شهر زادگاه خود زندگى كرد و به انتشار فضل و ادب پرداخت ، گلستان و بوستان معروفترين آثار اوست . هنوز ديرگاهى از مرگ سعدى نگذشته بود كه حافظ به دنيا آمد ، نامش محمد شمس الدين و او نيز اهل شيراز است . راجع به زندگى او اطلاعات وافى در دست نيست اما آن اختلاط ذوق و نشاط با عرفان كه در صدها غزليات او مندرج است و در وصف شراب و معشوق و موسيقى و عشق با دلالت استعار و مجاز كه در كنه اشعار اوست او را در دل هموطنان احساساتى وى سخت عزيز ساخته است . اشعار او گاهى انسان را به ياد هوراس و گاهى نيز غزليات سليمان نبى مىاندازد .
آرامگاه سعدى
سعديه يا محوطهاى كه مقبرهء سعدى آنجا است در يك ميلى شهر در طرف شمال شرقى ، در دامنهء كوه واقع گرديده است . در جلو بنا باغى هست و در وسط آن اطاقى با ايوانى طاقدار در طرفين آن كه در يكى از آنها ديوارى ساده و سفيد و بىتكلف دارد ، در درون نردهاى فلزى ، قبر سنگى شاعر قرار دارد و آن صندوق مستطيل از سنگ و روى آن هم باز است و با كتيبههائى به خط نسخ مستور شده است .
سيدى خوشرو با عمامهء سبز نگهبانى آن محل را برعهده داشته . چند سال پيش وقتى كه فرانكلين اين قبر را ديده بود و همان است كه از سابق بوده
هامش
( 1 ) - مؤلف در اينمورد سخت در اشتباه بوده است - م .