تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
نردهء چوبى خيلى كهنه به رنگ سياه داشته كه ابياتى از غزليات سعدى به خط سفيد بر آن نقش شده بود . در سال 1811 اوزلى مشاهده نمود كه سرپوشى هم در كنار آن بود ، ولى من چنين چيز اضافى در آنجا نديدم . در زمان تاورنيه ( 1665 ) مقبره پاكيزه ، ولى روبه ويرانى بود . كريم خان آن را تجديد بنا كرد بدون اينكه قبر را عوض كند . در اوايل قرن حاضر چنان اين مقبره به ويرانى افتاده بود كه اسكات وارينگ در 1802 و سرجان ملكم در 1810 داوطلب شدند كه به خرج خود تعمير كنند . از آن پس پاره‌اى تعميرات شده است ، ولى حتى حالا در گوشهء نسيان و بىكسى تمام افتاده است . در نزديكى آنجا بوسيلهء يك رشته پله‌ها در زير زمين به چاهى مىرسند كه ماهى فراوان دارد و در زمان سعدى هم متبرك محسوب مىگرديده ، آب اين چاه از قناتى مىآيد و باغ دلگشا را مشروب مىسازد . آرامگاه سعدى

قصر و چاه‌ها

در بالاى سعديه محلى در كوه مشهور به گهوارهء ديو هست از مجرا به سوراخى كه به معبر طاق‌دارى مىرسد و در كوه كنده‌اند ، در سمت شرقى بر رأس تخته سنگ آثارى از قصر يا عمارتى هنوز باقى است كه قلعه بندر ( و به قول اوزلى در واقع فهنذر ) معروف است و گمان مىرود ساختمانى از عهد ساسانيان باشد .