يوسف ثقفى در سال 694 ميلادى منسوب داشتهاند . اما اين قول به نظرم صحيح نيست ، زيراكه احتمال قوى آن است كه از زمان هخامنشى و ساسانى هم در آن حدود شهرى بوده و كاخ و چاه آب بزرگى را كه در كوهستان شمالى است و شرح آن را ذكر خواهم كرد بايد به زمانى خيلى پيشتر از ورود اسلام نسبت داد .
بهعلاوه در مجاورت شهر جديد كه مانند ديگر بلاد ايران محل آن كموبيش تغيير و تفاوت يافته از دورهء هخامنشيان و ساسانيان حجارىهائى هست كه حاكى از وجود اقامتگاه شاهى و يا پايتخت در آن حوالى است . اما مقر شاهى آن شبيه و مربوط به عهد و زمانهاى است كه بناهاى تخت جمشيد نيز متعلق به آن است .
بعضىها هم آن بنا را به دورهء متأخر منسوب داشتهاند . در پايتخت مزبور حجارى - هائى از نوع سبكتر نسبت به ساير نقاط ديده مىشود . راجع به اين موضوع هربرت ركگو نظريهام را تأييد كرده است هرچند كه معلوم نيست دلايل او راجع به قدمت آن بنا در قبال دليلهاى مكتب جديد علمى استحكام كافى داشته باشد :
« در اينجا بود كه ابتدا فن جادوگرى پايه گرفت و نمرود روزگارى را طى كرد و نيز كوروش ممتازترين شهريار روستازاده در اين محل به دنيا آمد و در همينجا پيكر او ( مگر سرش كه به پاسارگاد فرستاده شده بود ) مدفون است . در اينجا سردار مقدونى هوس و حرص عيشونوش خويش را تسكين بخشيد . در اينجا اولين بانوى پيشگو ظهور رهنمون ما ( مسيح ) را خبر داد و مىگويند كه مغ از اينجا به سوى بيتلحم روانه شد و گروهى بالغ بر 20 شهريار پادشاهى و فرمانروائى كردند » .
تا آنجا كه من اطلاع دارم راجع به شيراز منابع ديگرى در دست نيست .
شهر را بعدا فرمانروايان ديلمى آباد كردند و نيك آراستند از جملهء ايشان صمصام الدوله فرزند نامى عضد الدوله اول كسى بود كه اطرافش را بارو كشيد كه دوازده ميل طول آن بود . قنات ركنآباد را هم ركن الدوله پسر عضد الدوله فراهم ساخته بود و به نام او مشهور شد . خانوادهء اتابكان كه سابقا اشاره كردم
ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: جورج ناتانيل كرزن
ص١١٨