در موقع فرمانروائى خود شيراز را پايتخت اختيار كردند و بر آراستگى شهر بيفزودند و برجهائى بوسيلهء شريف الدين محمود شاه بر باروها افزوده شد .
ابن بطوطه در حدود سال 1330 نوشت كه عمدهترين مساجد « 1 » آن مسجد احمد بن موسى برادر امام رضا ( ع ) بود كه مقبرهء ابو عبد اللّه نيز در همانجا بوده و او همان كسى است كه در سرزمين سيلان به سيروسلوك پرداخت و چنان قدر و مقام مقدسى فراهم ساخت كه حتى فيلها نيز نسبت به او ابراز عبوديت كردند .
شرح بخشايش چنگيز خان بر اين شهر و انتقام تيمور را نيز بيان كردم با وجود اين شيراز رفتهرفته ترقى و اهميت احراز كرد و كار آبادانى آن تا آنجا بالا گرفت كه لافزنى گفت : « وقتىكه شيراز ، شيراز بود قاهره فقط يك محلهء آن محسوب مىگرديد » سپس جوزافا باربارو سياح ونيزى در سال 1474 نوشت كه جمعيت شهر 200000 نفر و آنجا وسيعتر و زيباتر از پايتخت مماليك است .
بواسطهء از بين رفتن اميران محلى و تمركز فرمانروائى در ايران كه با تأسيس سلسلهء صفوى پيدا شد شيراز از اهميت سابق افتاد هرچند كه در دورهء حكومت امام قلى خان والى مشهور فارس در دورهء شاه عباس آنجا رونقى تازه و تا مقام پايتختى ارتقا يافت و اين حاكم مأمور در آراستگى شهر با سرور خود بناى رقابت گذاشت .
ديوار قديمى كه هفت ميل طول داشت تا 1627 كه هربرت از آنجا عبور كرد باقى بود ، ولى در هنگام مسافرت تاورنيه و شاردن از بين رفته بود . از طرفى سير زمانه و از جهت ديگر سيلاب بزرگ سال 1668 آنجا را چنان ويرانه كرده بود كه هر دو نويسندهء مزبور شيراز را نيمه خراب ذكر كردهاند . تا يك قرن شهر كموبيش به آن حال ويران بود و در اثر هجوم افاغنه و روزگار پريشان پس از مرگ نادر شاه انحطاط شيراز باز بيشتر شد تا آنكه ظهور زمامدارى توانا و نيك - انديش موجب پيشرفت و آبادانى جديد اين شهر گرديد .
هامش
( 1 ) - منظور مؤلف از مساجد ، مكانهاى مقدس و مشاهد مشرفه است . م .