تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و در پاره‌اى موارد بنا به همين ترجمه‌هاى نادرست نظرياتى مشعر بر قبول يا رد عنوان شده است .

نويسندگان كلاسيك

نويسندگانى كه آثارشان بيشتر مورد اتكا و اعتماد تواند بود آريان ، استرابن ، پلىنى و كنتوس كورتيوس و پلوتارك را بايد نام برد . از دو نويسندهء اولى آريان در پايان قرن اول مسيحى كتابى به زبان يونانى راجع به لشكركشى اسكندر نوشت . تاريخ كتاب استرابن در حدود سال 20 ميلادى است ، وى مطالب خود را بر مشاهدات اريستوبولوس كه همراه اسكندر به لشكركشى مشرق رفته بود قرار داده و در اواخر عمر تاريخ اسكندر را تأليف كرد . اما از نوشته‌هاى او مقدارى محدود بجا مانده است . ديگر « اونه‌سيكريتوس » « 1 » است كه نوشته‌هاى او چندان قابل‌اعتماد نيست . اما او نيز همراه اسكندر رفت و شايد ناظر جهانگردى وى بود . كنتوس كورتيوس در سال پنجاهم ميلادى به نوشتن شرح زندگانى اسكندر پرداخت ، ولى كتاب او چاشنى انتقاد ندارد و سرشار از مدح و ستايش است . تاريخ وقايع‌نگارى پلىنى هم چنان كه مىدانيم در حدود 70 ميلادى و پلوتارك تقريبا در 100 ميلادى بوده است ، با ذكر اين مقدمه اينك من به نقل و اقتباس نوشته‌هاى چند تن از اين نويسندگان مبادرت مىورزم . نوشتهء آريان راجع به قبر كوروش و ديدار اسكندر از آنجا در سال 324 قبل از ميلاد به شرح ذيل است : « اسكندر با تنى چند از پياده‌نظام و گارد اختصاصى سوار و عده‌اى نيزه - داران ( از ، كارمانيا ) به‌سوى پاسارگاد در پارس رهسپار گرديد و از مشاهدهء بىحرمتى كه نسبت به قبر كوروش فرزند كمبوجيه كرده بودند متأثر شد و ملاحظه نمود كه قبر را به‌طورىكه اريستوبولوس براى ما حكايت مىكند شكافته و درهم ريخته بودند . چون بنابر روايت اين نويسنده در پاريس ، در باغ بهشت شاهى ، قبر كوروش واقع شده بوده در ميان انواع درختان و آنجا جويبارهاى فراوان داشته
هامش
( 1 ) -Onesicritus