تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و سه‌بار هم آن را مىبوسيدند و بعد از دعاى كوتاهى خارج مىشدند . لوبرن در سال 1706 اظهار حيرت مىكند كه چگونه ممكن بوده است بت شبا را در آن مدفون كرده باشند ، زيراكه اثرى از اين نكته در تورات نيست كه سليمان ارض مقدس را ترك كرده باشد . اين اعتقاد كه آنجا فقط زيارتگاه زنان بوده تا قرن حاضر نيز استوار مانده بود ، چون به همين دليل در سال 1809 از ورود موريه به آنجا جلوگيرى نمودند . سياحان ديگر يا به ممانعت اهل محل اهميتى ننهادند و يا آنكه مثل من بدون اجازه و يا پيش‌گيرى وارد آنجا شدند .

اولين تطبيق آن با قبر كوروش

در سال 1809 روىهم‌رفته موريه را نخستين فردى مىدانستند كه مقبرهء كوروش را شناخته بود و معلوم شد چنان كه آريان و استرابن و ديگر نويسندگان قديم نقل كرده‌اند آنجا بوسيلهء اسكندر آسيب ديده بود ، ولى اظهار اين مطلب نيز حيرت‌انگيز است كه وقتىكه به عبارات مربوط كتاب او مراجعه نمودم معلوم شد كه وى اين موضوع را مطرح كرده بود تا خود نقض كند . اوزلى كه همان سال در آنجا بوده رفتار مشابهى اختيار نمود . به نظر من كرپورتر اولين انگليسى است كه از عهدهء تطبيق برآمد ، اما مىتوان فرض و تصور كرد كه عامل اين شناسائى و تطبيق پرفسور گروتفند « 1 » باشد و قبول يا رد اين نظريه منوط است به مقابله و تطبيق عبارات راجع به محل واقعى قبر كوروش در نوشته‌هاى نويسندگان قديم و اشاراتى كه در كتيبه‌هاى بيستون دربارهء پاسارگاد شده است با آنچه در محل يعنى به‌طورىكه شرح داده شد در دشت مرغاب هست . براى نيل به اين مقصود اولين كار اساسى اين است كه درست دريابيم كه نويسندگان باستانى ، رومى يا يونانى در اين‌باره چه گفته‌اند . من در اينجا از ابراز حيرت خوددارى نمىتوانم نمود كه در هيچ‌يك از آثار سابق و حتى در كتاب‌هاى دانشمندان نامى ترجمهء صحيحى از نوشته‌هاى ايشان نيافته‌ام
هامش
( 1 ) -grotefend