تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران وقضيهء ايران ( فارسي ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
دارند و يا داشته باشند . در نيم‌قرنى كه از آن عهد گذشته است كه سرباز ايرانى را گروهبانان انگليسى تعليم مىدادند ، بواسطهء فقدان مربى صالح ، و محدوديت مزمن تجهيزات و جيره و مواجب او ، از لحاظ قابليت نظامى و شجاعت و خاصيت كار تنزل بسيار كرده است . اولا نفر اشتياقى به خدمت ندارد ، داوطلب بين آنها خيلى كمياب است ، در حين خدمت هم مواجب كافى ، خوراك كافى و لباس كافى نصيبش نمىشود ، و با آنكه در خدمت زير پرچم است باز هر فرصتى را غنيمت دانسته در خارج به كار مىپردازد و از همان وضع و حال هم سراسيمه در صف رژه نمودار مىشود ، و با شتاب اونيفرمى از انبار دريافت و بر تن مىكند و همين كه اين كار سرسرى تمام شد باز دنبال كار و كسب خود مىرود . غالبا در بازار ، اين سربازان در لباس نظامى ، وقت مىگذرانند و در واقع وضع مواجب آنها بيشتر ناگوار است ، زيرا كه وجه بدوا از خزانهء دولت به اين عنوان صادر مىگردد و بواسطهء پيچ‌وخم‌هائى كه از رندى متصديان در بين راه هست ، رسيدن آن به‌دست سرباز بيچاره مدتى به‌عهدهء تعويق مىافتد . ازاين‌رو تعجب‌آور نخواهد بود كه چنين نفرى هنگام خطر از ميدان رزم در برود و اهل جان‌بازى نباشد . با آنكه در جنگ با روس در ربع اول اين قرن پياده‌نظام ايران گاهى نيك پيكار كرده است غالبا هم حركات جبن‌آميز نشان داده ، مىگويند وقتى افراد هنگ همدان از غرش توپ آزمايشى خودشان پا به فرار نهادند . از اين‌رو بىدليل نبوده است كه ظاهرا يكى از افسران روس وقتى گفته بود كه ايران با يك گروهبان قابل فتح است ، بدون اينكه تيرى شليك شده باشد . اين كار با يك گردان دشوارتر است ، با يك هنگ تمام دور از امكان ، زيرا كه همهء لشكر مهاجم از گرسنگى در خطر خواهند افتاد . در تمام موارد بعد از جنگ دوم روس ، لشكر ايران هيچ‌گاه نمايش درخشانى نداده است . محاصرهء هرات به‌وسيلهء محمد شاه در سال 8 - 1837 ناشى از رشادت