بخشى هم راجع به نظام دارد كه تحت تعليم دو مربى ايرانى علم جنگ آموخته مىشود . در آنجا سى شاگرد در رشتهء توپخانه و چهل و پنج نفر در كلاس پياده نظام بودند .
كالج نايب -
نايب السلطنه كه از دستگاه مدرسهء دار الفنون راضى نمىنمود و علاقهاى هم به همچشمى داشت ، مدرسهء نظام جداگانهاى در سال 1885 تأسيس كرد كه 150 شاگرد دارد و سالانه مبلغى معادل با 10000 تا 12000 تومان مخارج آن بر بودجهء مملكت تحميل مىشود . برنامهء تحصيلى فقط نظامى است و غرض آن است كه افسرانى بهتر و آزمودهتر تربيت شوند . بدون ترديد احتياجى به وجود هردو مدرسهء مزبور نيست و هماكنون رقابتى بين آن دو درگرفته است . از لحاظ پرداخت و اونيفرم و غيره كه در مدرسهء سلطانى از مرحمتى همايونى تأمين است ، مدرسهء نايب السلطنه ياراى رقابت ندارد و در اينكه مدرسهء نايب السلطنه چه نوع افسرانى بيرون خواهد داد بايد در انتظار نتيجهء كار بود . شاگردان اين مدرسه كه من ديدم كودكانى بيش نبودند .
بيمارستان نظامى -
چون راجع به موضوع اصلاحات نظامى ايران سخن در ميان است دو نقشهء ديگر كه نتيجهء مسافرت اول شاه به اروپا بوده است ، و هردو هم زود از بين رفت ، خاطرنشان مىشود . يكى تأسيس مدرسهء ستاد نظامى زير نظر افسرى دانماركى و ديگرى بيمارستانى نظامى كه بيست تختخواب داشت . مبلغى همهساله شاه اهدا مىكند و اين وجه هم مرتبا بوسيلهء سرپرست بيمارستان بلع مىشود ، زيراكه نه بيمارى در آنجاست و نه دارو . روزى ناگهان شاه فرمود كه قصد بازديد از بيمارستان كه بنابر معمول خالى بود دارد ، اما مدير بيمارستان هم چندان كودن و بىدستوپا نبود ، و با عجله بيست نفر از سربازخانه و بازار گردآوردند و زير پتو جا دادند ، با اين دستور كه به محض ورود همايونى ناله را آغاز كنند ، از اين جريان هيچ طرفى هم اظهار عدم رضايت ننمود .
سربازان -
عيار متوسط درجهدار ايرانى عهد ناصرى را باز نمودهام ، شگفتبار نيست كه چنان فرماندهانى چگونه اثر و خيرى در پرورش زيردستان