( مليجك . م ) بين فرمانده كل قوا و يك سردار سالخورده ايستاده بود . اين نمونهء بارزى از درجهبندى ناهنجارى است كه در تمام مراتب از سركردگى تا بيرقدارى هست . سرپرستى و اعطاى ترفيع در هر هنگى بدست جناب سرهنگ است و او چنان از آن سمت و كار طرف برمىبندد كه مقام او موجب غبطه و مورد تقاضاهاى گرانمايه است - يعنى به همان نحوى كه فلان خانه يا بنا را در انگلستان معامله مىكنند ، در موقع ارتقاى به اين مقام سودبخش هم ، بايستى وجه سرشارى داد .
وى حق العمل كارى خود را به افسران تابع مىفروشد ، و با دريافت مبلغى افراد را از خدمت معاف مىفرمايد و يا سربازى را از خدمت مرخصى مىكند .
وى از تحويل جيرهها و پرداخت مواجب مداخل دارد و غالبا بواسطهء رسم رباخوارى فقط نيمى از مواجب را مىپردازد . مواردى هم اتفاق افتاد كه شخصى به مقام سرهنگى رسيده كه تمام عمر خود را در پيشه و كار كشورى گذرانيده بود .
هنگامى كه هنگى را اساس مىنهند بارها ديده شده است كه هيچيك از افسرانش هرگز لباس نظامى بر تن نكرده و در مشق و تمرين شركت ننموده بودند .
براى آنكه درجهء ممتازى نصيب گردد ، تقديم وجهى معادل 200 تا 700 و يا حتى 1000 ليره از ناحيهء نامزد مقام سرهنگى يا سرتيپى ضرورى است و اگر مقامات بالا را افرادى از خانوادههاى ممتاز احراز و يا چنان كه اشاره كردهام از طريق ارث كسب مىكنند درجات پائينتر از ياور به پائين به افراد طبقهء متوسط و يا طبقهء سوم مىرسد كه شأن و مقام اجتماعى ديگر ندارند . بارى مىتوان افزود كه پارهاى افسران در ميدان نبرد آنچنانكه بايد پايدارى نمىكنند .
كالج سلطانى -
در قدر و منزلت همايونى و فرزند او نايب السلطنه ذكر اين نكته هم ضرورى است كه هردو ايشان سعى و اهتمام نمودهاند كه با تأسيس وسايل آموزش افسرانى بهتر از آنچه تاكنون بوده است فراهم سازند . كالج سلطانى كه شاه فعلى به زودى بعد از احراز مقام سلطنت اساس نهاده تا اندازهاى از روى نمونهء ليسههاى فرانسه است ، و من از آنجا بازديد و شرحش را تعريف كردم .