هم ديدهام كه جمع مخارج را از 000 ر 585 ليره تا 000 ر 850 ليره قلمداد كرده است . جدول عايدات كه قبلا درج كردم مخارج را در سال 1889 معادل 000 ر 800 ر 1 تومان يا 000 ر 524 ليره نشان داده است ، ولى جاى ترديد است كه اين ارقام قطعى باشد و در ايران از منبع موثقى به من رقم 000 ر 500 ر 2 تومان بابت كل هزينهء قشونى اظهار شده كه با محاسبه به نرخ تسعير رسمى معادل 000 ر 714 ليره مىشود كه مىتوان كموبيش هزينهء سالانه محسوب داشت . هرگاه اين رقم را با پنج ميليون ليره كه نادر شاه خرج مىكرد ، مقايسه كنيم و باز در خاطر داشته باشيم كه مبلغ عمدهاى از همين بودجهء قليل هم صرف مخارج واقعى خود نمىشود ، خود قرينه و دليل وافى و كافى است كه چرا وضع نظامى ايران تا اين اندازه راه تباهى و انحطاط پيموده است .
درجهداران ايرانى -
تا اينجا به نحو مبسوطى اجزاى قشون ايران را توضيح و تجزيه و تحليل كردهام ، اينك شرحى نيز راجع به كل سيستم نظامى ايران و چگونگى ادارهء لشكرى در ايران و پرسنل آن خواه درجهدار و خواه افراد مىپردازم .
راجع به درجهداران ايرانى از لحاظ صنفى هيچكس توصيف خوشآيندى نكرده است . اين دسته از دانش جنگ بىاطلاع ، و فاقد حس همبستگىاند .
انتخاب و ترفيع ايشان منوط به لياقت و كاردانى نيست . اين دسته كابوسى به شمار مىروند كه هر واحد نظامى كه تابع آنها شود جز تحليل رفتن راهى ندارد . وقتى كه براى ما نقل مىكنند كه فرماندهى فلان هنگ موروثى است و يا گاهى اين مقام به كودكان واگذار مىشود و بنابر راه و رسم ، خريد و فروش مىكنند ، فراهم آمدن افسران زبده و كاردان از محالات است .
فرض اين است كه فن افسرى ظاهرا در ايران مانند شاعرى در ساير جاها مادرزادى است نه اكتسابى . در موقع مسافرتم به تهران طفلكى يازده ساله در قشون درجهء امير تومانى داشت ، و در سلام سلطانى كه من هم حاضر و ناظر بودم او