سرهنگ و يك سروان و يك ستوان و شش افسر خارج از صف تقليل يافته بود و من راجع به آنها وقتى كه دربارهء واحدهاى نظام ايران بحث ميكنم اشاره خواهم كرد . در سال جارى هم تصميم اتخاذ شده است كه فوج چهارم قزاق ايرانى در ميان كردها و تيمورىها و طوايف ديگر شمال شرقى ايران تشكيل دهند .
عناصر بازماندهء خارجى -
علاوهبر افسران روسى آنچه از امواج پىدرپى رخنهء نظامى بيگانه كه شرحش را بازگفتهام تا اين تاريخ ، 1890 ، در ايران يادگار مانده است شامل هفت افسر اتريشى است كه شش تن ژنرالاند و يك سرگرد و همچنين يك سردستهء موزيك فرانسوى كه او هم بدرجهء ژنرالى مفتخر است و يك مربى موزيك ايتاليائى و يكى هم بلغارى و يك رئيس پليس ايتاليائى و دو افسر پروسى كه معلم كالج سلطنتى ( دار الفنون ) اند . اين است كالاى آب آوردهء ديگران كه جريان امواج نفوذهاى گوناگون نظامى بر كرانههاى سست - بنياد تهران فرانهاده است .
نظام جديد -
از شرح اجمالى فوق دربارهء سابقهء قشونى ايران بخصوص در قرن نوزدهم كه اطلاعات راجع به آن را از منابع متعددى گرفتهام كه قبل از اين در جاى ديگر جمع و تدوين نشده بود ، اينك به وضع نظامى ايران چنان كه هست ميپردازم . روىهمرفته ميتوان گفت كه قشون در ايران مشتمل بر سه ركن اساسى است :
1 - عدهء كلانى سوار چريك كه بوسيلهء ايلات و طوايف جنگاور سرحدى و به وجهى فراهم مىشود كه تابع فرماندهى خوانين يا سركردههاى خود ميباشند .
اين قسمت را بههيچوجه نبايد با تعداد اسب به صورتىكه در اصطلاحات نظامى انگليس است اشتباه كرد . در ايران اين افراد فاقد تعليماتاند و تابع سازمانى