پى در پى در آمده ، و نعمتهايت نزد من پيوست و كامل است ، تو ترس و بيم مرا تحقق نبخشى بلكه به اميد من تحقق بخشى « 1 » و در سفرها مصاحب من بودى ، و در حضر گراميم داشتى ، و بيماريهايم را شفا بخشيدى ، و به درد و رنجم بهبودى دادى ، و بازگشتگاه و جايگاهم را نيكو كردى ، و بشماتت دشمنانم دچار نساختى ، و هر كه مرا هدف تير ( دشمنيش ) قرار داد هدفش قرار دادى و شر آن كس را كه بدشمنيم برخاست از سرم دور كردى ، خدايا چه بسيار دشمنى كه شمشير دشمنى به روى من كشيد ، و براى كشتنم لبهء خنجرش را تيز كرد ، و دم برندهاش را برايم آماده كرد ، و زهرهاى كشندهاش را برايم آميخت ، و تيرهاى گريبانگيرش را بسويم نشان گرفت ، و در دل گرفت كه به من آزارى برساند ، و جرعههاى تلخ زهر خود را بگلويم فرو - ريزد ، در آن حال اى خداى من ، تو بناتوانى من نگريستى كه من طاقت دردهاى ناگوار را ندارم ، و ديدى كه من عاجزم از استمداد كسى كه به قصد جنگ با من برخاسته و مرا در بسيارى از مشكلاتى كه به من رو آورده تنها گذارده و سر را هم كمين كرده ، در آنچه فكر من در استمداد از امثال او به جائى نميرسد ، پس مرا - اى پروردگار من - بكمك خودت كمك دادى ، و نيرويم را ( يا پشتم را ) به يارى خود محكم كردى ، و تيغ برندهاش را بر من كند كردى ، و او را پس از زحماتى كه در جمع آورى نفرات كشيده بود تنها گذاردى ، و مرا بر او تفوق دادى ، و او را خسته و درمانده ( و نااميد ) باز گرداندى ، در حالى كه عطشش ( در بارهء نابودى من ) فرو ننشسته بود ، و سوز دلش خنك نشده بود ، و ( از شدت خشم ) دست و پاى خود را بدندان ميگزيد ،
هامش
( 1 ) اين ترجمه روى نسخهء « صدقت » بقاف است ، و بنا بر اينكه « صدفت » بفاء باشد چنانچه در بعضى نسخ هست يعنى رفتار تو با اميد من مصادف گشت .
و پشت كرده ( مأيوسانه ) بازگشت ، در حالى كه تجهيزات جنگى و نفراتش را در هم كوفتى ، و آرزوهايش را بر باد دادى .