دعاى آن حضرت عليه السّلام در سختيها و پيش آمدهاى ناگوار معروف بدعاى يمانى
خدايا توئى پادشاه اى آمرزنده ، معبودى جز تو نيست و من بندهء توأم كه بخويش ستم كرده و بگناهم اعتراف دارم ، براستى كه كسى جز تو گناهان را نيامرزد پس گناهان مرا بيامرز ، و گناه را جز تو كسى نيامرزد معبودى نيست جز تو اى آمرزنده ، خدايا من تو را ستايش كنم و تو شايستهء ستايشى بدان سبب كه مرا بعطاى شايان و زياده بخشيهاى كردار خويش ويژه ساختى ، و بر آن نعمتها كه به من عطا كردى ، و آن خوشنوديت را كه به من دادى ، و آن نعمتت كه به من رسيده ، و بخاطر همان دفاعى كه از من كرده و توفيقى كه به من داده و دعايم را كه باجابت رساندهاى تا اينكه از روى اشتياق با تو راز دل گويم ، و در كمال صفا و خلوص تو را بخوانم ، و بار اميدم را بدرگاه تو فرود آرم و در همه جا تو را جبرانكننده ( و شكستهبند ) كارهاى شكستهام يابم و در هر كارم تو را ناظر ، و بر دشمنانم ياور ناصر ، و بر گناهانم آمرزنده و بر پوشاندنيهايم تو را پوشاننده يابم .
از آن زمان كه مرا بدين سراى آزمايش درآوردهاى تا بنگرى كه من براى آن سراى ماندگار چه ميفرستم يك چشم بر همزدن هم نبوده كه من خير و خوبى تو را در وجود خويش نبينم ، پس اى خدا من آزادشدهء توأم از همهء مصيبتها و سختيها ، و محنتهائى كه اندوه آنها با تيرهاى قضا و انواع بلاهاى سخت به من حمله كرده ، من از تو جز رفتار نيك چيزى به ياد ندارم ، و جز فزونبخشى چيزى نه بينم ، خير تو مرا گرفته ، و فزونبخشيت بر من