طينة النَّاصب من حماء مسنون ، وأمّا المستضعفون فمن تراب ، لا يحول المؤمن عن ايمانه ولا ناصب عن نصبه ، وللَّه المشيّة فيهم .
( يعنى ) :
بدرستى كه خداى كه بلند مرتبه است آفريده مؤمن را از طينت بهشت وآفريده كافر را از طينت جهنّم ، وفرمود كه : هر گاه اراده كرده باشد خداى كه غالب وبلند مرتبه است ببندهء نيكوئى را پاكيزه گرداند روح أو را وبدن أو را پس نمىشنود چيزى را از خير مگر اين كه بشناسد آنرا ، ونمىشنود چيزى را از منكر مگر اين كه انكار كند آنرا ، راوي گفت كه : شنيدم از آن حضرت صلوات اللَّه عليه كه مىفرمود كه : طينتها سه تايند ، طينت پيغمبران ومؤمن از آن طينت است ، مگر اين كه پيغمبران از صاف آن طينتد وايشان اصلند واز براي ايشانست افزونى ايشان ، ومؤمنان فرعند از گل چسبنده از براي اين جدا نمىكند خدا ميانهء پيغمبران وميانهء پيروان ايشان ، وفرمود : طينت ناصب از گليست سياه گنديده ، وامّا مستضعفان پس از خاكىاند ، بر نمىگردند مؤمني از ايمان خود ونه ناصبي از نصب خود ، ومر خداى راست مشيّت در بارهء ايشان .
( توضيح ) :
ظاهر اين حديث شريف آنست كه مراد در آن به « طينت هر گروهى » قطعهء گليست كه آن گروه از آن خلق شدهاند نه خلقت وجبلّت ايشان چنانكه بر متأمّل پوشيده نيست ، « وهر گاه اراده كرده باشد خداى عزّ وجلّ ببندهء نيكوئى را » يعنى هر گاه خواسته باشد كه بندهء نيكوئى را انجام دهد كه بآن مستحقّ بهشت شود « پاكيزه گرداند روح أو را وبدن أو را » يعنى روح وبدن أو را از طينت خوب « 1 » خلق كند
هامش
( 1 ) در يك نسخه : « بهشت » .