طينت مرتضوي ، گردون وقارى كه تا آفتاب بىزوال سلطنت روز افزونش از مشرق آفتاب بلند برآمده عمر ظلمانى شب ظلم انديشى ستمكاران تيره روزگار چون دود شعلهء سركش خس وخار بسر آمده ، واز آن زمان كه شمع خورشيد مثال دولت ابد مقرونش از پرتو طينت ارجمندش بچراغ افروزى دودمان شاهى قد علم ساخته ، اختر طالع وارون وكوكب بخت دگرگون أعادى دين ودولت را چون پروانهء پرسوخته از أوج بلند پروازى انداخته ، دارا دربانى كه آئينهء با صفاى طينت پاكش بدن نماى اقبال اسكندرى است ، ودود نور آساى شعلهء ادراكش مژگان رساى چشم بصيرت وديده ورى ، شرايع پاسبانى كه از انديشهء سختگيرى شحنهء سياستش در قورق محرّمات اگر زهرهء شير ژيان از شير مست شدن طفل نادان آب شود رواست ، واز بيم بازخواست قهرمان قهر وسطوتش اگر پروانهء كه با شمعى نزد محبّت بأخته باشد خود را چون عود قمارى در آتش سوزد بجا ، غرّهء ناصيهء معرفت ودانش ، قرّهء باصرهء بصيرت وبينش ، دوام افزاى دولت خداداد بنصب لواى عدل واحسان ، خلود آراى ، ملك ابد بنياد بخفض بناى جور وعدوان ، السّلطان بن السّلطان بن السّلطان ، الخاقان بن الخاقان بن الخاقان شاه سلطان حسين الموسوىّ الصفوىّ بهادر خان خلّد اللَّه ملكه وسلطانه ما حقّق باقامةالحقّ الحجّة وأقام برهانه بنا بر طريقهء أنيقهء دين پرورى ورويّهء مرضيّهء درست انديشى وحقّانيّت گسترى همگى همّت والا نهمت بر اين گماشته وتمام توجّه خاطر ملكوت ناظر مصروف بر اين داشتهاند كه همهء جهانيان وتمام عالميان در هر باب سالك طريق حق ورشاد بوده متحلّى بحليهء صفاى عقيدت وحسن اعتقاد باشند لهذا مقرّر فرمودند بالمشافهة العليّة العالية كه داعى دوام دولت قاهرهء ابديّه نيازمند رحمت بىدريغ كردگارى جمالالدّين محمّد خوانسارى آن أحاديث شريفه را شرح كرده در اين باب آنچه مطابق حق وصواب داند بر لوح تحرير نگارد بنا بر اين با وجود قصور بضاعت وعدم استطاعت بحكم « المأمور معذور » اين رساله را سمت نگارش داده تحفهء مجلس
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 500
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٥٠٠