تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
اين كلام شريف چنانكه در نهج‌البلاغه نقل شده در ميان كلامي واقع شده وچون از سابق ولاحق آن مراد ظاهر مىشود وآنها هم خالى از اشكالى نيست بهتر اينست كه تمام آن نقل وشرح شود وآن اينست : يدّعى بزعمه أنّه يرجو اللَّه ، كذب والعظيم ما باله لا يتبيّن رجاؤه في عمله وكلّ من رجا عرف رجاؤه في عمله الّا رجاء اللَّه فانّه مدخول ، وكلّ خوف محقّق إلّا خوف اللَّه فانّه معلول ، يرجو اللَّه في الكبير ويرجو العباد في الصّغير فيعطى العبد ما لا يعطى الرّبّ ، فما بال اللَّه عزّ وجلّ يقصّر به عمّا يصنع بعباده ، أتخاف أن تكون في رجائك له كاذبا ؟ ! أو تكون لا تراه للرّجاء موضعا ؟ ! . دعوى ميكند يعنى آدمي بگمان خود اين كه اميد مىدارد خدا را ودروغ گفته سوگند بخداى بزرگ ، چيست حال أو ظاهر نمىشود اميد أو در عمل أو ، وهر كه اميد داشته باشد شناخته مىشود اميد أو در عمل أو مگر اميد از خدا پس بدرستى كه آن عيبناك است ، وهر ترس محقّق است مگر ترس از خدا پس بدرستى كه آن معلول است ، اميد مىدارد خدا را در بزرگ واميد مىدارد بندگان را در كوچك ، پس عطا ميكند بنده را آنچه عطا نمىكند پروردگار را ، پس چيست شأن خداى عزّ وجلّ كه كوتاهى كرده مىشود باو از آنچه كرده مىشود ببندگان أو ، آيا مىترسى كه بوده باشى در اميد تو مر أو را دروغگو ، يا مىباشى چنين كه نبينى أو را از براي اميد جايگاهى .