واگر نه أو هم مثل ايشان خواهد شد .
10942
ينبغي للعاقل أن يكتسب بماله المحمدة ، ويصون نفسه عن المسألة .
سزاوارست از براي عاقل اين كه كسب كند بمال خود محمدت ، ونگاهدارد نفس خود را از مسألت ، يعنى سخاوت وجودي داشته باشد كه مردم بسبب آن محمدت يعنى وصف أو بخوبى كنند امّا نه بمرتبهء زياد كه خود را محتاج بمسألت يعنى سؤال وطلب سازد ، وممكن است كه « ونگاه دارد » متعلّق بسابق نباشد بلكه بيان امرى ديگر باشد كه سزاوارست از براي عاقل وآن اين باشد كه نگاهدارد نفس خود از سؤال وطلب از مردم وخفّت وخوارى آن .
10943
ينبغي أن تكون أفعال الرّجل أحسن من أقواله ، ولا تكون أقواله أحسن من أفعاله .
سزاوارست كه بوده باشد كردارهاى مرد نيكوتر از گفتارهاى أو ، ونبوده باشد گفتارهاى أو نيكوتر از كردارهاى أو ، يعنى هر كارى را كه متعهّد شود وگويد كه چنان وچنان ميكنم هر گاه بكند نيكوتر از آن باشد كه گفته ، نه اين كه آنچه گفته نيكوتر باشد از آنچه كرده ، يا اين كه آنچه گويد از مواعظ ونصايح مردم خود بهتر از آن كند ، نه اين كه آنها بهتر باشد از آنچه خود كند .
10944
ينبغي للعاقل أن يخاطب الجاهل مخاطبة الطّبيب المريض .
سزاوارست از براي عاقل اين كه سخن گويد با جاهل سخن گفتن طبيب با بيمار يعنى به آن چه دواى درد جهل أو وباعث زوال آن باشد نه اين كه واگذارد أو را بحال خود وبا أو سخنان ديگر گويد يا بر وفق جهل أو سخن گويد كه مؤكّد آن گردد .