تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
باشد آن را يعنى آن را در فرمان خود در آورده باشد .

10918

لا عاجز « 1 » أعجز ممّن أهمل نفسه فأهلكها . نيست ناتوانى ناتوانتر از كسى كه وا گذاشته باشد نفس خود را ، پس هلاك كرده باشد آنرا .

10919

لا غنى مع سوء تدبير . نيست توانگريى با بدى تدبيري يعنى حاصل نمىتواند شد با آن ، واگر حاصل شده باشد هر گاه با آن باشد در اندك زماني زايل شود ، ودر بعضي نسخه‌ها « تبذير » : بجاى « تدبير » است وترجمه اينست كه : با بدى اسرافى يعنى اسرافى كه بدست يا باسراف زيادى كه بدتر از اسراف كم است .

10920

لا فقر مع حسن تدبير . نيست درويشيى وحاجتي با نيكوئى تدبيري ، يعنى با وجود نيكوئى تدبير درويشى وفقر باقي نمىماند بلكه مبدّل مىشود بتوانگرى ، يا اين كه با نيكوئى تدبير مىتوان قناعت كرد به آن چه باشد وخود را محتاج مردم نساخت كه آن حقيقت توانگريست .

10921

لا يكون العالم عالما حتّى لا يحسد من فوقه ، ولا يحتقر من دونه ، ولا يأخذ على علمه شيئا من حطام الدّنيا . نمىباشد عالم عالم تا اين كه رشك نبرد كسى را كه بالاتر از أو باشد ، وكوچك نشمارد كسى را كه پست‌تر از أو باشد ، وفرا نگيرد بر علم خود چيزى را از حطام دنيا ، يعنى از براي حكمي كه كند يا از براي تعليمي كه نمايد ، و « حطام » بضمّ حاء وطاء هر دو بي نقطه چنانكه قبل از اين مذكور شد شكسته ريزهء گياه خشك را گويند ، و « متاع دنيا » را حطام گويند باعتبار تشبيه بآن در كم قدرى وبي اعتباري .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) زاي « أعجز » را هم بفتح وهم بضمّ ضبط كرده وبر روى كلمه نيز « معا » نوشته تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر يك از فتح وضمّ صحيح است .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 437 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)