نگاهداشته نمىشود نعمتها مگر بشكر .
10609
لا تكمل المروّة الّا للّبيب .
كامل نمىشود مروّت وآدميّت مگر از براي عاقلى .
10610
لا يصبر على الحقّ الّا الحازم الأريب .
صبر نمىكند بر حقّ مگر دور انديشى عاقل ، يعنى بر ضررى كه در حقّ باشد .
10611
لا تقوى كالكفّ عن المحارم .
نيست پرهيزگاريى مانند باز ايستادن از حرامها چنانكه مكرّر مذكور شد .
10612
لا مروّة كالتّنزّه عن المآثم .
نيست مروّت وآدميّتى مانند پاكيزگى جستن از گناهان .
10613
لا جنّة أوقى من الأجل .
نيست سپرى نگاهدارندهتر از أجل ، يعنى مدّت عمر يا مرگ باعتبار اين كه مكرّر مذكور شد كه تا مدّتى كه از براي عمرى تقدير شده بسر نيايد ومرگ نرسد رشتهء باريك هيچ عمرى را تيغهاى تيز نتوان بريد .
10614
لا غارّ أخدع « 1 » من الأمل .
هامش
( 1 ) پوشيده نماند كه شارح ( ره ) همهء نظائر اين كلمه را كه صفت اسم لاء نافية للجنس باشد هم بفتح ضبط كرده وهم بضمّ وبر روى كلمات « معا » نوشته است مطابق سيرهء جاريهء خود در سراسر اين شرح تا اشاره باشد باين كه قرائت آنها بهر دو وجه جايز است وچنانكه در سابق مكرّر نوشتهايم اين توضيح اشاره بقاعدهء ثابت در نحو است چنانكه ابن مالك در الفيه در باب صفت مفرد لاء نافيه للجنس گفته :« ومفردا نعتا لمبنىّ يلي * فافتح أو انصبن أو ارفع تعدل »وما در اين مورد وموارد آينده بر روى حرف آخر هر يك از اين كلمات يكى را از فتحه يا ضمه مىگذاريم وديگر كلمهء « معا » نمينويسيم وبجواز هر دو وجه باين بيان اكتفا مىكنيم .