نيست نادانيى مانند تبذير واسراف كردن .
10447
لا عبادة كالتّفكير .
نيست عبادتي مانند تفكير يعنى فكر كردن در حقايق ومعارف إلهيّه ودر آنچه بكشاند به آنها .
10448
لا نصح كالتّحذير .
نيست نصيحتى مانند تحذير يعنى ترسانيدن از معاصي وگناهان .
10449
لا فقر لعاقل .
نيست درويشيى از براي هيچ عاقلى ، زيرا كه هيچ مالي بعقل نمىرسد پس كسى كه عقل داشته باشد بهترين مالها را دارد پس چگونه درويش باشد .
10450
لا غنى لجاهل .
نيست توانگريى از براي هيچ جاهلي ، يعنى بي عقلي ، بقرينهء مقابله با فقرهء سابق ، واين باعتبار اينست كه حقيقت توانگرى بي نيازى از مردم ومحتاج نبودن بايشانست وكسى را كه عقل نباشد هر چند أموال ديگر باشد بىنياز نمىگردد از ايشان بلكه با وجود أموال احتياج أو بايشان بيشتر باشد پس حقيقت توانگرى نباشد از براي أو .
10451
لا عمل لغافل .
نيست عملي از براي هيچ غافلى ، مراد اينست كه در عبادات حضور قلب وتوجّه تامّ مىبايد ، وعبادتي كه با غفلت كرده شود يعنى بي اين كه توجّه وحضور قلب باشد عملي نيست كه بكار آيد چنانكه در أحاديث وارد شده كه : نماز قبول