تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

10439

لا حياء لكذّاب . نيست شرمى از براي هيچ بسيار دروغگوئى .

10440

لا دين لمرتاب ، ولا مروّة لمغتاب . نيست ديني از براي هيچ مرتابى ، ونه مروّت وآدميّتى از براي هيچ غيبت كنندهء ، « مرتاب » كسى را گويند كه شكّ داشته باشد در چيزى ، ومراد اينست كه در دين يقين بايد وكسى كه شكّ داشته باشد در دين خود ، أو را دين نباشد ، ومراد به « غيبت كننده » ظاهر اينست كه غيبت كننده بحرام است پس غيبتهاى جايز چنانكه در كتب فقهيّه تفصيل داده شده نفى مروّت وآدميّت نمىكند .

10441

لا أمانة لمكور . نيست أمانتي از براي هيچ بسيار مكر كنندهء .

10442

لا ايمان لغدور . نيست ايمانى از براي هيچ بسيار بيوفائى .

10443

لا خلّة لملول . نيست دوستيى از براي هيچ ملولى ، چنانكه گذشت .

10444

لا إصابة لعجول . نيست درست كردنى از براي هيچ بسيار تعجيل كنندهء .

10445

لا عقل كالتّدبير . نيست عقلي مانند تدبير ، يعنى تدبير أمور دنيوي واخروى خود واصلاح آنها .

10446

لا جهل كالتّبذير .