10439
لا حياء لكذّاب .
نيست شرمى از براي هيچ بسيار دروغگوئى .
10440
لا دين لمرتاب ، ولا مروّة لمغتاب .
نيست ديني از براي هيچ مرتابى ، ونه مروّت وآدميّتى از براي هيچ غيبت كنندهء ، « مرتاب » كسى را گويند كه شكّ داشته باشد در چيزى ، ومراد اينست كه در دين يقين بايد وكسى كه شكّ داشته باشد در دين خود ، أو را دين نباشد ، ومراد به « غيبت كننده » ظاهر اينست كه غيبت كننده بحرام است پس غيبتهاى جايز چنانكه در كتب فقهيّه تفصيل داده شده نفى مروّت وآدميّت نمىكند .
10441
لا أمانة لمكور .
نيست أمانتي از براي هيچ بسيار مكر كنندهء .
10442
لا ايمان لغدور .
نيست ايمانى از براي هيچ بسيار بيوفائى .
10443
لا خلّة لملول .
نيست دوستيى از براي هيچ ملولى ، چنانكه گذشت .
10444
لا إصابة لعجول .
نيست درست كردنى از براي هيچ بسيار تعجيل كنندهء .
10445
لا عقل كالتّدبير .
نيست عقلي مانند تدبير ، يعنى تدبير أمور دنيوي واخروى خود واصلاح آنها .
10446
لا جهل كالتّبذير .