وربّما تأخّرت الإجابة ليكون ذلك أعظم لاجر السّائل ، وأجزل لعطاء النَّائل .
نوميد نسازد زينهار ترا تأخير كردن أجابت دعا ، پس بدرستى كه عطيّه بر اندازهء عزم است ، وبسا باشد كه پس افتد أجابت تا بوده باشد عظيمتر از براي اجر سائل وبيشتر از براي عطاى نائل يعنى نوميد نسازد ترا پس انداختن حق تعالى أجابت دعا را ، ودر بعضي نسخهها بجاى « تأخير » « تأخّر » است وترجمه اينست كه : نوميد نسازد ترا پس افتادن أجابت دعا ، پس بدرستى ( تا آخر ) يعنى نوميد مشو از آن وترك آن دعا مكن بسبب آن ، زيرا كه عطيّهء حق تعالى بر اندازه عزم دعا كننده است هر چند عزم أو قويتر باشد وطلب أو بيشتر باشد عطيّه حق تعالى بيشتر باشد واين باعتبار اينست كه عطيّه حق تعالى بكسى كه چيزى از أو سؤال كند همان نيست كه آن را باو عطا كند بلكه با أجر وثوابي هم باشد باعتبار اين كه آنرا از أو سؤال كرده ومتوسّل شده در آن باو پس بسا باشد كه پس افتاد أجابت تا اين كه بوده باشد عظيمتر از براي اجر سائل وعظيمتر از براي عطاى نائل يعنى بخشش عطيّهء « 1 » كه باو كرده مىشود بسبب كثرت وزيادتى دعا وطلب أو ، ودر بعضي أحاديث وارد شده كه : گاه هست كه تأخير أجابت دعا از براي اينست كه حق تعالى دوست مىدارد سؤال آن سائل را وآواز أو را پس تأخير ميكند در أجابت آن تا بطول انجامد دعاى أو وآواز أو ، وهمچنين وارد شده كه سرعت أجابت دعا گاه هست كه باعتبار لطف بآن دعا كننده نيست بلكه باعتبار اينست كه حق تعالى دوست نمىدارد دعاى أو را وناخوش دارد آواز أو را پس زود أجابت ميكند دعاى أو را تا ديگر دعا نكند وآواز أو را نشنود پس بنا بر اين
هامش
( 1 ) اين توجيه بجهت آنست كه بحسب ظاهر اضافه از قبيل إضافة الشيء إلى نفسه ميباشد كه درست نيست وحاجتي بآن نيست ، زيرا صحيح همانست كه در نهج البلاغة نقل شده است بعبارت « لعطاء الامل » ( رجوع شود بوصيت أمير المؤمنين بامام حسن عليهما السلام ) .