بر تو ظاهر شود ، يا اين كه هر چند دوست باشد أيمن مباش از أو ، چه بسيار دوستى باشد كه از براي اندك چيزى برگردد ودشمنى كند تا اين كه آزمايش كنى أو را وثبات قدم أو در دوستى بر تو ظاهر شود ، وپوشيده نيست كه يكى از اين دو معنى آخر أنسب است با جزء دوّم .
10302
لا تيأس من الزّمان إذا منع ، ولا تثق به إذا أعطى ، وكنّ منه على أعظم الحذر .
نوميد مشو از روزگار هر گاه منع كند ، واعتماد مكن بر آن هر گاه عطا كند ، وباش از آن بر بزرگترين حذر ، مراد اينست كه مدار روزگار در هيچ حال بر يك قرار نيست پس اگر منع كند كسى را وعطا نكند نوميد نبايد شد بسيارست كه بعد از آن بر مىگردد ورو باو مىآورد ، واگر عطا كند اعتماد بر آن نبايد كرد بسيارست كه بعد از آن بر مىگردد ومنع ميكند ، بلكه در اين حال بر سختترين حذر از آن بايد بود زيرا كه غالب اينست كه بعد از اقبال بكسى هر گاه پشت برگرداند باو ، أو را در كمال نكبت مىاندازد .
10303
لا يؤنسنّك الّا الحقّ ، ولا يوحشنّك الّا الباطل .
انس ندهد ترا مگر حقّ ، ورم نفرمايد ترا مگر باطل يعنى انس وآرام مگير مگر بحقّ ، ورم مكن مگر از باطل .
10304
لا تجعل عرضك غرضا لقول كلّ قائل .
مگردان عرض خود را هدف گفتار هر گويندهء ، مراد ترغيب در نگهدارى عرض خودست بهر نحو كه ميسّر شود اگر همه محتاج ببذل أموال باشد تا اين كه هدف تيرهاى بدگوئى هر گويندهء نشود كه آن بدترين خفّتها وخواريهاست .