عطا مكن دوستى خود را هر گاه نيابى موضعي ، يعنى از براي كسى كه اهليّت دوستى نداشته باشد وجاى آن نباشد .
10276
لا تعدّن صديقا من لا يواسى بماله .
مشمار زينهار دوست كسى را كه مواسات نمىكند بمال خود ، « مواسات كسى با كسى بمال خود » چنانكه مكرّر مذكور شد اينست كه أو را هم مثل خود شريك وسهيم داند در آن ومضايقه از أو نكند .
10277
لا تعدّنّ غنيّا من لم يرزق من ماله .
مشمار زينهار توانگر كسى را كه روزى كرده نشده از مال خود ، يعنى مالدارى را كه صرف نكند آن را ونگاهدارد ، ومنع از « توانگر نشمردن أو » باعتبار اينست كه وضع وسلوك أو همان وضع وسلوك درويشانست ، وثمرهء توانگرى ونشانهء ثروت وتموّل أصلا در أو نيست پس در حقيقت معنى درويشى با اوست نه توانگرى .
10278
لا تستصغرنّ عندك الرّأى الخطير إذا أتاك به الرّجل الحقير .
كوچك مشمار زينهار رأى شريفى را هر گاه بياورد آن را براي تو مرد حقيرى ، يعنى هر گاه رأى شريفى باشد كه عقل آن را پسندد بمجرّد اين كه آن را مرد حقيرى گفته باشد كه مرتبهء آن كوچك باشد آن رأى را كوچك مشمار چنانكه عادت مردم است كه نگاه ميكنند بگوينده نه بگفتهء ، وقبل أزين منع أزين طريقه شد .
10279
لا تردّنّ على النّصيح ولا تستغّشنّ المشير .
ردّ مكن زينهار بر نصيحت كننده وطلب مكن زينهار غشّ كردن اشاره كننده را ، يعنى هر گاه كسى از روى خلوص وصافي با تو سخنى بگويد سخن أو را ردّ مكن ، وهر گاه با كسى مشورت بيني كه آنچه مصلحت ترا در آن داند اشاره كند بآن توقّع