وممكن است كه بمعنى « برميگرداند » باشد يعنى برميگرداند أو را از دشمن ، ودوست مىگرداند .
10138
وجدت المسالمة ما لم يكن وهن في الاسلام أنجع من القتال « 1 » .
يافتهام من آشتى را ما دام كه نباشد سستيى در اسلام سودمندتر از جنگ ، غرض تحريص بر صلح وآشتيست با مردم وترجيح آن بر قتال وجدال مگر اين كه باعث سستى وضعفي گردد در اسلام كه در آن وقت قتال وجدال بايد .
10139
وجدت الحلم والاحتمال أنصر لي من شجعان « 2 » الرجال .
يافتهام من بردبارى واحتمال را يارى كنندهتر از براي من از شجاعان مردان ، مراد به « احتمال » نيز حلم است وتحمّل كردن درشتيها وبي ادبيهاى مردم .
10140
واللَّه لا يعذّب اللَّه سبحانه مؤمنا بعد الايمان الّا بسوء ظنّه وسوء خلقه .
سوگند بخدا كه عذاب نمىكند خداى سبحانه مؤمني را بعد از ايمان مگر بسبب بدگمانى أو وبدى خوى أو ، مراد بدگمانى بحق تعالى است وگمان اين كردن كه بناى جزاى اعمال أو تمام بر عدل است وعفو وبخشايشى نمىباشد ، چنانكه مذهب جمعى از أهل سنّت است ، يا اين كه كم باشد وگناهان بزرگ بخشيده نشود چنانكه بعضي از جهّال گمان ميكنند ، وممكن است مراد بدگمانى بمردم باشد وسلوك با ايشان بمقتضاى آن چنانكه مكرّر مذكور شد .
هامش
( 1 ) در اين باب نيكو سرودهاند :« بر آن باش تا جنگ باز افكنى * اگر چند دانى كه شأن بشكنى »( 2 ) « شجعان » هم بضمّ شين وهم بكسر آن جمع « شجاع » است .