تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
كه اين عطف بر آنست وحاصل آن سوگندست بر اين كه اگر گاهى خداى تعالى مهلت دهد ظالم را وزود بلائي بر أو نفرستد چنين نيست كه أو را واگذارد وأصلا مؤاخذه نكند بلكه از براي أو بكمينگاه أو باشد بر گذرگاه راه أو وجايگاه آنچه بگيرد گلوى أو را در گذرگاه آب دهن أو تا اين كه هر گاه برسد بجائى كه جاى آن باشد كه چيزى گلوى أو را بگيرد از همان جا كه گذرگاه آب دهن اوست يعنى بجائى كه در آنجا مصلحت در هلاك أو باشد آنجا بگيرد گلوى أو را وهلاك كند .

10134

وجهك ماء جامد يقطره السّؤال ، فانظر عند من تقّطره . روى تو آبيست بسته كه مىچكاند آنرا سؤال ، پس نظر كن كه نزد كه مىچكانى آنرا ، مراد منع از سؤال است ، واين كه آن آبروى خود را ريختن است واين كه بر فرض كه كسى بكند بايد كه نظر كند كه نزد أهل آن باشد ونزد لئيم نا أهلي نباشد .

10135

وزر صدقة المنَّان يغلب أجره . گناه صدقهء منّت گذارنده غلبه ميكند بر اجر أو ، مراد منع از منّت گذاشتن در صدقه است واين كه گناه صاحب آن در چنين صدقه بيشترست از أجر وثواب أو .

10136

وحدة المرء خير له من قرين السّوء . تنهائى مرد بهترست از براي أو از همنشين بد .

10137

وضع الصّنيعة في أهلها يكبت العدوّ ويقي مصارع السّوء . گذاشتن احسان در أهل آن مىشكند دشمن را ونگاه مىدارد از افتادنهاى بد ، يا جايگاههاى افتادن بد ، وممكن است كه « يكبت » بمعنى « مىشكند » نباشد بلكه بمعنى « خوار مىگرداند » باشد يا « مىاندازد » وحاصل هر سه يكيست ،
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 243 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)