آيهء كريمهء مباهله بمنزلهء نفس آن حضرت بود پس چرا مجرّد صحابت سبب استحقاق خلافت شود وصحابت با آن قرابت سبب آن نگردد ؟ ! پس اين امريست كه مردم بايد كه تعجّب كنند از آن ونمىكنند ، پس اندوهناك بايد بود بر نبودن آن تعجّب وگريه بايد كرد بر آن .
10124
واللَّه ما كتمت وشمة ، ولا كذبت كذبة « 1 » .
سوگند بخدا كه پنهان نكردهام هيچ وشمهء ودروغ نگفتهام هيچ دروغى ، « وشمه » بمعنى كلمه آمده وبمعنى فروبردن سوزن در بدن نيز آمده وبنا بر اوّل مراد اينست كه هيچ كلمهء حقّى را كه بايست اظهار كرد پنهان نكردم ، وبنا بر دويم اين كه بقدر جائى از بدن كه سر سوزنى بآن فرو رود از هيچ حقّى كه اظهار آن بايست كرد پنهان نكردم ودر نهج البلاغة اين كلام شريف بعد از فقرهء مباركهء « والّذى بعث محمّدا بالحقّ لتبلبلنّ بلبلة » است كه بعد از اين در همين فصل نقل خواهد شد وبنا بر اين مراد اينست كه در آنچه گفتم بشما ونقل كردم پنهان نكردم كلمهء را ودروغى نگفتم يعنى تمام آنچه رسول خدا مرا خبر داد در اين باب همين بود ودروغى هم در آن نبود .
10125
وفور العرض بابتذال المال ، وصلاح الدّين بافساد الدّنيا .
تمامى عرض بنگاه نداشتن مال است ، وصلاح دين بفساد كردن دنياست .
10126
وقود النَّار يوم القيامة كلّ غنىّ بخل بماله على الفقراء ، وكلّ عالم باع الدّين بالدّنيا .
هيمهء آتش روز قيامت هر توانگريست كه بخيلى كرده باشد بمال خود بر محتاجان ،
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « كذبه » را هم بفتح كاف وهم بكسر آن ضبط كرده است تا اشاره باشد باين كه قرائت آن بهر دو وجه درست است .