تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
- گناهان وبديها كر شده باشد گوش أو يا سنگين شده باشد بمرتبهء كه نشنود دعوت را كه اگر مىشنيد البتّه أجابت ميكرد ، وممكنست كه « وقر » بصيغهء مجهول خوانده شود يعنى كر گردانيده شده يا سنگين كرده شده گوشى ومراد اين باشد كه حق تعالى گوش أو را كر كرده يا سنگين كرده باين معنى كه بسبب گناهان وبديهاى أو أو را بخود وا گذاشته وسلب الطاف خود از أو كرده وهر كه را حقّ تعالى با أو چنان سلوك كند كر مىگردد از شنيدن دعوت يا سنگين مىگردد گوش أو از شنيدن آن ، پس گويا حقّ تعالى أو را چنان كر كرده يا گوش أو را سنگين كرده .

10106

وقر قلب لم يكن له أذن واعية . كر شده دلى كه نبوده باشد از براي أو گوشى حفظ كننده ، مراد اينست كه حق تعالى هر دلى را گوشى داده كه بشنود دعوت بحق را وحفظ كند آنرا وأجابت كند آنرا ، پس دلى را كه چنين گوشى نباشد چنين نيست كه آن گوشى را نداشته باشد بلكه گوش آن بسبب گناهان وبديهاى أو كر شده كه نمىشنود دعوت را تا اين كه حفظ كند آنرا ، ودر اينجا نيز « وقر » بصيغهء مجهول خوانده مىتواند شد يعنى كر گردانيده شده يعنى حق تعالى أو را كر كرده بهمان معنى كه در شرح فقرهء سابق مذكور شد ونسبت اين أمور بدل چنانكه مكرّر مذكور شد « 1 » يا باعتبار اينست كه محلّ ادراكات دل است چنانكه مذهب متكلّمين است ، ويا باعتبار شيوع نسبت آنها بآن ميانهء مردم هر چند خلاف تحقيق باشدَ ، ويا اين كه مراد به « دل » نفس مجرّدست وبر هر تقدير اثبات گوش از براي آن بر سبيل استعاره است وتشبيه آن بكسى كه گوشى داشته باشد .

10107

وقّوا دينكم بالاستعانة باللَّه . نگاهداريد دين خود را بيارى جستن بخدا .

10108

وقّوا أنفسكم من عذاب اللَّه بالمبادرة إلى طاعة اللَّه .
هامش
( 1 ) از جملهء اين موارد شرح حديث 9986 ميباشد كه در صفحهء 180 همين مجلّد است .