نگاهداريد نفسهاى خود را از عذاب خدا بتند رفتن بسوى فرمانبردارى خدا .
10109
وال ظلوم غشوم خير من فتنة تدوم .
والى ستمگر بسيار ظلم كننده بهترست از فتنهء كه دائمي باشد ، مراد اينست كه پادشاه وحاكم در هر ولايت هر چند بسيار ستم كننده وظالم باشد بهترست از اين كه فرمانفرما وحاكمى نباشد زيرا كه ظلم يك كس هر چند بسيار باشد سهل باشد نسبت باين كه فرمانفرما وحاكم نباشد كه آن سبب هرج ومرج مىشود وهر كه را قدرتى بر فتنه وشرّى باشد آنرا پيش گيرد وفتنه دائمي گردد .
10110
وقّ عرضك بعرضك تكرم « 1 » ، وتفضّل تخدم ، واحلم تقدّم .
نگاهدار عرض خود را ببذل متاع ومال « 2 » خود تا گرامى گردى ، واحسان كن تا خدمت كرده شوى ، وبردبارى كن تا پيش داشته شوى يعنى مردم ترا بر ديگران در شرف مقدّم دارند .
10111
وافد الموت يقطع العمل ويفضح الأمل .
وارد شوندهء مرگ مىبرد عمل را ، ورسوا مىگرداند امل را ، مراد به « وارد - شوندهء مرگ » همان مرگست كه وارد شود بر آدمي وغرض تنبيه بر اينست كه مرگ كه وارد شود قطع عمل كند وديگر عملي نتوان كرد پس بقدر مقدور در اعمال خير بايد شتاب كرد كه مبادا مرگ در رسد وقطع آنها كند ، وهمچنين تنبيه بر اين كه اميدهاى دور ودراز از براي خود قرار نبايد داد تا اين كه مرگ رسوا نكند آنها را ، ودر بعضي نسخهها « الاجل » بجاى « العمل » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : مىبرد أجل را ، يعنى مدّت عمر را ، ومراد همان تنبيه بر آن دو امرست كه
هامش
( 1 ) كذا وبهتر آنست كه بصيغهء مجهول از باب افعال خوانده شود يعنى « اكرام كرده شوى » .
( 2 ) « متاع ومال » ترجمهء كلمه « عرض » است بفتح عين وراء ، زيرا كه آن بمعنى متاع ومال است صاحب نصاب الصبيان گفته است :« عرض خواسته طارف وتالدش * نوش با كهن دان وفاسد تباه »