تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
ايشان ستونهاى اسلامند ، وولايج اعتصام ، بايشان برگشته است حقّ در أصل ومحلّ رجوع خود ، ودور شده است باطل از جايگاه خود ، بريده شده است زبان آن از رستنگاه آن ، دريافته‌اند دين را دريافتن نگاهدارى ورعايت ، نه دريافتن شنيدن وروايت . « ولائج » جمع « وليجة » است و « وليجهء كسى » مصاحب خاصّ أو را گويند كه كمال خصوصيّت با أو داشته باشد وبمنزلهء آستر جامه يا پيراهن تن أو باشد واعتماد أو بر أو باشد ، و « اعتصام » بمعنى چنگ در زدنست ، و « ايشان ولايج اعتصام‌اند » يعنى خاصّان ومحرمان اويند وبمنزلهء چنان مصاحبان‌اند از براي آن ، ومراد اينست كه مردم بايد كه بايشان اعتصام كنند ، و « بايشان برگشته است حقّ » ظاهر اينست كه مراد بآن اين باشد كه بايشان چنين وچنان خواهد شد نهايت از براي اشاره بيقين بتحقّق آن بلفظ ماضي فرموده‌اند چنانكه شايعست ، واين در زمان حضرت قائم خواهد بود صلوات اللَّه وسلامه عليه كه حقّ برگردد بأصل ومرجع خود ، وباطل دور گردد از جايگاه خود ، وبريده شود زبان آن از بيخ . وممكنست مراد اين باشد كه : بهر يك از ايشان گاهى يا هر گاه رجوع بايشان شود وايشان حكم كنند برگردد حقّ در أصل خود ودور گردد باطل از جايگاه خود وبريده شود زبان آن از بيخ ، و « دريافته‌اند دين را » يعنى عقايد وشرايع واحكام آنرا دريافتنى كه بعنوان حفظ ونگاهدارى ورعايت آنها باشد باعتقاد داشتن بعقايد آنها وعمل كردن باحكام آنها نه مجرّد شنيدن وروايت چنانكه بعضي باشند كه أحاديث بشنوند وروايت كنند بي آنكه رعايت آنها وعمل بمقتضاى آنها بكنند . هم موضع سرّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله ، وحماة أمره ، وعيبة علمه ، وموئل حكمه ، وكهوف كتبه ، وجبال دينه . ايشان يعنى همان آل رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وهمچنين تا آخر فصل همه