شود بمعنى راحت يا نسيم ، ومراد اين باشد كه : راحت ولذّت يقين را يا نسيم يقين را دريافتهاند ، و « آنچه را سهل شمردهاند ، لذّتهاى دنياست كه ايشان سهل شمردهاند وتنعّم كنندگان آن را عظيم مىدانند ، و « آنچه خو گرفته بآن ايشان ورم كردهاند از آن نادانان » ذكر خدا وياد أحوال آخرتست ، وممكن است كه : مراد به « آنچه سهل شمردهاند ايشان وسخت يافتهاند تنعّم كنندگان » زحمتهاى دنيا باشد كه از براي آخرت كشيده شود مثل روزهء روزها وبيدارى شبها وأمثال آنها ، وبه « آنچه خو گرفتهاند ايشان بآن ورم كردهاند تنعّم كنندگان از آن » نيز همانها باشد ، ومراد به « محلّ أعلى كه روحهاى ايشان آويخته شده بآن يعنى در ذكر وفكر آنست يا عاشق وواله آن » عالم مجرّدات وروحانيانست كه مرتبهء آن بلندترست ، يا بهشت باعتبار بلندى مرتبهء آن نيز ، يا بودن آن در آسمان ، يا بالاتر از آن ، « وايشانند جانشينان خدا » يعنى امامان وپيشوايان كه حقّ تعالى ايشان را فرمانفرما وجانشين خود كرده در زمين ومردم را مىخوانند بسوى ديني كه أو قرار داده ، و « آه » بسكون هاء يا كسر آن كلمه ايست كه در وقت اظهار وجع ودردى مىگويند وغرض در اينجا اظهار وجع ودرد سوزش والتهاب شوق بسوى ديدن ايشانست واين كه اين آهها بسبب آنست وغرض شوق بديدن ما سواي خود وحسنين است عليهم السلام ، يا مراد تعليم مردم است بمشتاق بودن بديدن ايشان بآه كشيدن از براي ايشان ، واللَّه تعالى يعلم .
وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در وصف آل رسول خدا صلوات اللَّه عليهم :
10062
هم دعائم الاسلام ، وولائج الاعتصام ، بهم عاد الحقّ في نصابه ، وانزاح الباطل عن مقامه ، وانقطع لسانه من منبته ، عقلوا الدّين عقل وعاية ورعاية ، لا عقل سماع ورواية .