تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بمعنى چشم يا هر عضو گرامى مثل چشم وگوش ودست يا هر شخص بسيار گرامى شريفى ، ومراد اينست كه : ايشان بمنزلهء چشمهاى ايمان يا جوارح شريفهء آنند يا بسيار گراميان أهل ايمانند ، و « گنجهاى پروردگارند » يعنى گنجهاى علوم پروردگارند ، يا گنجهاى فيضها وبركتهايند كه حقّ تعالى از براي مردم در زمين گذاشته ، و « اگر خاموش شوند پيشى گرفته نشوند » يعنى هر گاه ايشان در جائى خاموش شوند ديگرى را حدّ آن نباشد كه پيشى گيرد وپيش از اين كه ايشان سخن گويند سخن گويد . هم كنوز الايمان ، ومعادن الاحسان ، إن حكموا عدلوا ، وإن حاجّوا خصموا . ايشان گنجهاى ايمانند وكانهاى احسان ، اگر حكم كنند عدل كنند ، واگر حجّت آورند غلبه كنند ، يعنى ايشان را بر حقّيّت خود يا در هر باب حجّتها وبرهانها باشد كه اگر دست زنند به آنها غلبه كنند بر خصم خود . هم أساس الّدين ، وعماد اليقين ، إليهم يفيء الغالي ، وبهم يلحق التّالى . ايشان أساس دين‌اند وعماد يقين‌اند ، بسوى ايشان برميگردد از حدّ درگذرنده ، وبايشان لاحق مىشود تالي ، « أساس خانه » أصل بناى آنست ، و « عماد » چيزيست كه چيزى را بآن بر پاى دارند مثل پشتيبان ، ومراد اينست كه ايشان بمنزلهء أساس بناى دين‌اند وبمنزلهء پشتيبان يقين‌اند يعنى يقين بأحوال مبدأ ومعاد ، و « بسوى ايشان بر مىگردد » ، تا آخر شرح شد در أواخر فصل نون وحاجت اعاده نيست . هم مصابيح الظّلم ، وينابيع الحكم ، ومعادن العلم ، ومواطن الحلم . ايشان چراغهاى تاريكيهااند ، وچشمه‌هاى حكمتها ، ومعادن علم ، ومواطن