تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مرگ ، و « نمىترسد از فوت » يعنى فوت طاعات وعبادات از أو .

10056

هب ما أنكرت لما عرفت ، وما جهلت لما علمت . ببخش آنچه را نشناختهء از براي آنچه شناختهء ، وآنچه را ندانستهء از براي آنچه دانستهء ، ظاهر اينست كه مراد به « آنچه نشناختهء » چيزى باشد كه آنرا بد داند وناخوش أو باشد ، وبه « آنچه شناختهء آنرا » آنچه خوب داند وخوش دارد ، ومراد اين باشد كه : هر گاه كسى نسبت بتو بعضي بديها كرده باشد وبعضي نيكيها ، بديهاى أو را ببخش بنيكيهاى أو ، ومراد به « آنچه ندانستهء » و « آنچه دانستهء » نيز همين باشد وتأكيد باشد ، يا اين كه مراد بآن اين باشد كه : هر گاه بعضي كارهاى كسى را بدانى كه نيكيست بتو وبعضي را ندانى كه از راه نيكيست يا بدى ، ببخش آنچه را ندانى به آن چه دانى ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : گمان كن وبشمار آنچه را نشناختهء نظيري از براي آنچه شناختهء ، وآنچه را ندانستهء نظيري از براي آنچه دانستهء ، ومراد اين باشد كه : هر گاه در عصر خود چيزى چند را ببينى وبدانى كه واقع مىشود عصرهاى گذشته را نيز كه نمىدانى نظير آن دان وتجويز وقوع أمثال آن أمور در آنها نيز بكن وإنكار آن مكن مثل اين كه هر گاه ميل مردم عصر خود را در دنيا ببينى وببينى كه از براي دنيا از سر دين مىگذرند وباكى ندارند از آن پس عصرهاى سابق را نيز بر اين قياس كن واستبعاد مكن از اين كه ايشان نيز چنين بوده باشند وامامت را مثلا غصب كرده باشند از أهل آن با وجود علم بحقّيّت ايشان ونصوص دالّه بر آن چنانكه أكثر أهل سنّت متمسّك ميشوند باين استبعاد وبسبب آن حكم ميكنند بحقّيّت خلفاى خود ، واللَّه تعالى يعلم .

10057

هب اللّهم لنا رضاك ، وأغننا عن مدّ الأيدي إلى سواك . ببخش ما را خداوندا خشنودى خود ، وبي نياز گردان ما را از كشيدن دستها بسوى غير تو .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 212 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)