تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

10024

هذا ما بخل به الباخلون . اينست آنچه بخيلى كردند بآن بخيلى كنندگان .

10025

هلك من ادّعى ، وخاب من افترى . هلاك شد هر كه دعوى كرد ، ونوميد شد هر كه افترا كرد يعنى هلاك شود در آخرت هر كه دعوى كند چيزى را كه حقّ أو نباشد مثل آنان كه بنا حق دعوى خلافت وامامت كردند ، ونوميد شود در آخرت هر كه عمدا دروغ ببندد از براي چنين مطلبي يا مطلقا .

10026

هلك من أضلّه الهوى واستقاده الشّيطان إلى سبيل العمى . هلاك شده هر كه گمراه كرده أو را خواهش ، وكشيده أو را شيطان بسوى راه كورى ، باب استفعال در أكثر بمعنى طلب كردن چيزيست ، وگاهى بمعنى « كردن آن » مجرّد از معنى طلب مىآيد وچون در اينجا « استقاده » بمعنى آخر ظاهرتر بود چنان ترجمه شد ، وبنا بر معنى اكثرى آن ترجمه اينست كه : طلب كرده وخواسته كشيدن أو را شيطان بسوى راه كورى .

10027

هلك من رضى عن نفسه ووثق بما تسوّله له . هلاك شد هر كه راضى وخشنود شد از نفس خود واعتماد كرد بر آنچه زينت داد آن را نفس أو از براي أو ، مراد يا اعتماد بر خوبيهاست كه نفس أو از براي أو اثبات كند وبنا بر اين تأكيد وبيان سابقست ، يا اعتماد بر اميدها وآرزوها كه نفس أو زينت دهد آنها را از براي أو ، يعنى فريب خوردن به آنها واعتقاد نيكوئى آنها ، يا حصول آنها وسعى از براي آنها ، وبنا بر اين بيان امر ديگرست كه سبب هلاكت گردد .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 196 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)