بمردمك باعتبار بينائى معنوي يا مشابهت صوري نيز .
وبعضي از شارحان كتاب مستطاب نهج البلاغة « ناظر دل عاقل را » بفكر آن تفسير كرده وظاهر اينست كه أو « ناظر » را بمعنى « نگاه كننده » گرفته نه بمعنى چشم يا مردمك ، وپوشيده نماند كه اثبات بينائى يا فكر از براي دل در اينجا ودر ساير نظاير آن از آيات واخبار بر سبيل حقيقت است بنا بر مذهب متكلّمين كه محلّ ادراكات را دل مىدانند ، وبنا بر مذهب حكما كه محلّ آنها نفس مجرّد را مىدانند وآلت آنها را دماغ يعنى مغز سر بنا بر شيوع نسبت آنهاست بدل نزد عامّهء مردم ، واجراى كلام بر طريقهء ايشان هر چند بر خلاف تحقيق باشد « 1 » ، يا اين كه مراد به « دل » در همهء آنها نفس مجرّدست نه صاحب سويداء واللَّه تعالى يعلم ، « بآن مىبيند رشد خود را » يعنى راه راست درست خود را ، ودر نهج البلاغة « أمده » بجاى « رشده » است وبنا بر آن ترجمه اينست كه : بآن مىبيند غايت ومنتهاى حال خود را كه آن مرگ وأحوال بعد از آن باشد ، و « مىشناسد مرتبهء پست خود را ، ومرتبهء بلند
هامش
( 1 ) شبيه بوجهيست كه عالم جليل القدر آقا محمد على كرمانشاهى - قدّس سرّه - در توجيه اين عبارت دعاى ندبه « وعرجت بروحه إلى سمائك » فرمودهاند ونصّ عبارت أو اينست كه : « آنچه بخاطر داعى در اين باره مىرسد آنست كه حضرت جهت توافق ميان مذهب متكلمين وحكما چنين فرموده ومتفقّ عليه على المشربين را بيان نموده واثبات الشيء نفى ما عداه نمىكند ومفهوم لقب حجت نيست ، ونيز احتمال دارد كه از جهت فهم أكثر عوام بلكه أكثر خواص نيز فرموده كه في الجملة ملائم اعتقاد واذعان قلبي ايشان باشد چنانكه حكيم على الاطلاق على الاحتمال بل على الظاهر اين حكمت را مراعاة فرموده ومقدمهء معراج أو را از مسجد الأقصى كه مسجد بيت المقدس است على الظاهر المتبادر تجاوز ننموده ( تا آخر كلام أو ) ونظير اين بيانات را صاحب مقابيس - أعلى اللَّه درجته - وغير أو نيز ذكر فرمودهاند كه ما آنها را در كتاب شريف « كشف الكربة في شرح دعاء الندبه » نقل كردهايم وفّقنا اللَّه بفضله لطبعه ونشره ، وباندكى از آنها نيز در مجلد پنجم تفسير شريف گازر « جلاء الأذهان وجلاء الأحزان » كه چاپ شده اشاره كردهايم فمن شاء فليراجعه ( ص 251 - 249 ) .