تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
از نفسهاى خود بحسب نفس وبرويد بسوى مرگ رفتن نرم هموارى ، واين فقره در فصل طاء بي تغييرى نقل شده وشرح آن در آنجا شد واعادهء آن در كار نيست .

9983

نظام الدّين خصلتان ، انصافك من نفسك ، ومواساة إخوانك . نظام دين ورشتهء پيوستگى آن دو خصلت است ، انصاف آوردن تو از جانب نفس خود ، ومواسات كردن با برادران خود ، « مواساة » چنانكه مكرّر مذكور شد شريك وسهيم دانستن كسيست با خود در مال خود ومضايقه نكردن آن از أو .

9984

نفسك عدو محارب وضدّ موائب إن غفلت عنها قتلتك . نفس تو دشمنيست جنگ كننده وعدوّيست بر جهنده ، اگر غافل شوى از آن بكشد ترا .

9985

نزّل نفسك دون منزلتها تنزّلك النّاس فوق منزلتك . فرود آور نفس خود را پائين‌تر از منزلت آن تا فرود آورند ترا مردم بالاتر از منزلت تو ، مراد ترغيب در تواضع وفروتنى كردنست با مردم واين كه اين سبب اين مىشود كه مردم أو را اعزاز واحترام كنند وبالاتر از منزلت أو فرود آورند .

9986

ناظر قلب اللّبيب به يبصر رشده ، ويعرف غوره ونجده . ناظر دل عاقل بآن مىبيند رشد خود را ، ومىشناسد مرتبهء پست خود را ومرتبهء بلند خود را ، « ناظر » بمعنى چشم است يا مردمك آن ، وبنا بر اوّل اثبات چشم از براي دل باعتبار بينائى معنوي آنست مانند بينائى صوري چشم ، پس گويا چشمى دارد كه بينائى آن به آنست ، يا اين كه خودش چشم است وبنا بر اين مشابهت صوري نيز باعتبار سويداى آن يعنى نقطهء سياهى كه در آنست مانند چشم منظور مىتواند بود ، وبنا بر دويم نيز اثبات مردمك از براي دل يا همان باعتبار بينائى آنست پس گوئيا مردمكى دارد كه بآن مىبيند ، ويا باعتبار تشبيه سويداء است
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 179 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)