تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
هر كه را بيرون باشد از آن در آن ، وميرانند هر كه را پس مانده باشد از آن بسوى آن ، « برميگردانند هر كه را بيرون باشد از آن در آن » يعنى اگر كسى بيرون مانده باشد از جايگاه گناه ومنزل آن برميگردانند ايشان أو را بآن جايگاه ومنزل ، واگر كسى پس مانده باشد از آن ونرسيده باشد بآن ميرانند أو را بسوى آن ومىرسانند بآن . وفرموده است نيز در بارهء كسى كه مذمّت فرموده أو را نيز .

9853

ماتحا في غرب هواه كادحا سعيا لدنياه . كشنده در دلو بزرگ خواهش خود ، جهد كننده از براي سعى از براي دنياي خود ، اين تتمهء كلاميست كه سابق آن مذكور نيست « 1 » ومىبايد كه قدرى وصف آن مرد كرده شده باشد ببدى ودر وصف أو بحرص فرموده باشند اين كلام را ، يعنى : در حالي كه كشنده است آب را در دلو بزرگ خواهش خود ، يعنى طلب ميكند هر چيز را باندازهء دلو خواهش خود ، وجهد كنندهء تعب كشنده است از براي سعى از براي دنياي خود .

9854

ما أخلق من غدر أن لا يوفى له . چه سزاوارست كسى كه بيوفائى كند اين را كه وفا كرده نشود از براي أو ، يعنى اين را كه مردم نيز با أو بيوفائى كنند .

9855

مصيبة في غيرك لك أجرها خير من مصيبة بك لغيرك ثوابها وأجرها . مصيبتى در غير تو كه بوده باشد از براي تو اجر آن بهترست از مصيبتى بسبب تو كه بوده باشد از براي غير تو ثواب آن وأجر آن ، غرض تسلّى كسيست كه مصيبت غير أو باو برسد مثل موت ولدى يا مثل آن كه باعث ثواب واجر أو باشد باين كه اين مصيبت را بايد كه بسنجى با مصيبتى كه بسبب تو بديگرى
هامش
( 1 ) طالب سابق اين كلام رجوع كند بأواخر خطبهء غرّاء ( شرح ابن الحديد ج 2 چاپ مصر ، ص 95 ) .