تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بلند مرتبه نكرده مردى را هيچ چيز مانند همّت وعزم أو ، وپست مرتبه نكرده أو را چيزى مثل شهوت وخواهش أو .

9851

متاع الدّنيا حطام موبىء فتجنّبوا مرعاة قلعتها أحظى من طمأنينتها ، وبلغتها أزكى من ثروتها . متاع دنيا حطاميست وبادار ، پس كناره كنيد از چراگاهى كه رحلت از آن سودمندترست از آرام در آن ، وبلغهء آن پاكيزه‌ترست از ثروت آن ، « متاع دنيا » يعنى آنچه از دنيا بهرهء از آن مىتوان يافت ، « حطاميست وبادار » : « حطام » بضمّ حاء بي نقطه شكستهء ريزه را گويند كه از گياه خشك شده بريزد ، ومتاع دنيا را « حطام » گويند باعتبار تشبيه بآن در كم قدرى وبي اعتباري ، و « وبا » بيمارى عامّ را گويند ودر اينجا متاع دنيا تشبيه شده به « حطام وبادار » يعنى حطامى كه مورث وبا مىشود جهت اشاره باين كه چنان بي قدريست با چنين عيبى ، « پس كناره كنيد از چراگاهى » مراد به « آن چراگاه » همان دنياست كه وصف متاع آن شد ، و « بلغه بضمّ باي يك نقطه وسكون لام وفتح غين با نقطه قدرى را گويند از روزى كه اكتفاى بآن توان كرد در زندگانى ، و « ثروت » بفتح ثاء سه نقطه بمعنى بسيارى مال است . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در بارهء جمعى كه مذمّت فرموده ايشان را :

9852

منهم تخرج الفتنة ، وإليهم تأوى الخطيئة ، يردّون من شذّ عنها فيها ، ويسوقون من تأخّر عنها إليها . از ايشان بيرون مىآيد فتنه ، وبسوى ايشان فرود مىآيد گناه ، بر مىگردانند